اصل 13: ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی تنها اقلیتهای دینی شناخته می شوند که در حدود قانون در اجرای مراسم دینی خود آزادند.
آیا یک نوجوان می تواند به راحتی با اصول و مبانی این ادیان –اگر آنها را تنها ادیانی بدانیم که در مخیله دولتمردان ایران می گنجد!- آشنا شود و دین اکمل را انتخاب نماید؟
آیا در حال حاضر که مساوی بودن حقوق انسانی در این نظام از بدیهیات اولیه قانون اساسی است، آیا یک مسیحی و یک سنی و یک شیعه حق زیست یکسان دارند؟
بهتر است یهودی باشی تا کارت راه بیافتد یا شیعه دوازده امامی و نام مادر مادر امامان را هم بدانی؟
اصل 23: تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.
نمونه آن هم آقای سروش و منتظری و عبدی و گنجی و ....
اصل 27: تشکیل اجتماعات و راه پیماییها بدون حمل سلاح (؟)، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است.
توجه دارید که در این اصل، مبانی اسلام مد نظر است نه مبانی نظام!!
اصل 32: هیچ کس را نمی توان دستگیر کرد مگر به حکم قانون. در صورت بازداشت، موضوع اتهام با ذکر دلایل بلافاصله کتباً به متهم ابلاغ و تفهیم شده و حداکثر ظرف مدت 24 ساعت(؟) پرونده مقدماتی به مراجع صالحه قضایی ارسال و مقدمات محاکمه در اسرع وقت فراهم گردد. متخلف از این اصل، مجازات می شود.
مورد نوشته شده در ارتباط با افراد دستگیر شده توسط حفاظت اطلاعات ناجا، حفاظت ارتش، حفاظت وزارت کشور، عملیات ضربتی! قوه قضاییه، دستگیر شدگان از طرف ستاد امر...ونهی...، نیروهای زحمتکش بسیج و شهرداری!، سربازان گمنام و خوشنام و بدنام امام زمان (عج که انشاءالله به گفته نائبش 2 سال دیگر رویت می گردند!) (دین رو هم به گند می کشند!)، حراست دانشگاهها و ادارات و سازمان اطلاعات و ... صدق نمی کند! بروید و کشکتان را بسایید!!
اصل 36: حکم به مجازات و اجرای آن باید تنها از طریق دادگاه صالحه (؟) و به موجب قانون باشد.
این که گفتی، یعنی چه؟
اصل 37: اصل بر برائت است و هیچکس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود؛ مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح (؟) ثابت شود.
این هم جوک شب یلدا!
فعلاً امروز تا اینجا بس است.
تذکر:
البته نمی توان ضمانت کرد که اگر شما به این حقوق خود در قانون اساسی آگاه باشید، امنیت شما در صورت رعایت تمام آنها تأمین می گردد!
ولی به نظر من:
اینکه بدانی چه حقی از تو تضییع گردیده، نیمی از دفاع است
و
دانستن به از ندانستن.
سلام. دلم برای همه تون تنگ شده بود.
این مدت دنبال پیدا کردن مقصر حادثه سقوط هواپیما بودم. بعد از گندهایی که بنیاد شهید و مطبوعاتیچی ها از یک طرف زدند و شایعاتی که پیرامون مسئله رادار و دادار و ... زده شد، اینجانب تنها راه را برای خانواده کشته شدگان این حادثه، اعم از شهید و هلاک شده!!!، یافتم. در این حالت به شدت فریاد "اوره کا"، "اوره کا" یم به هوا خاست.
جریان از این قرار است که بنا بر کنوانسیون بین المللی شیکاگو، که بر حسب اتفاق ایران هم در آن عضو است!،
دیه حادثه دیدگان سوانح هوایی بسیار بیش از 5/2 برابر دیه معمولی نفس در حقوق اسلامی و نیز ایران است که پرداخت آن بر عهده شرکت حمل و نقل کننده هوایی است (در این حادثه: ارتش ج. ا. ا.).
فردا در مورد برخی از قوانین مندرج در قانون اساسی با ذکر منبع برایتان می گویم.
شاید بهترین راه برای حرف زدن با انسانهای نفهم!
سخن گفتن به زبان خودشان است!
منتظرم باشید. دیگه دیر نمی کنم.
* با تصویب دولت، به اشخاص حقیقی وحقوقی اجازه داده شد برای استفاده از ظرفیت خالی کارخانههای آرد کشور و اشتغال بیشتر، پس از تایید وزارت بازرگانی، نسبت به خرید گندم با قیمت آزاد یا واردات گندم از خارج اقدام کنند.
پس چه بود اون همه اورد و ادا اطوار که برای خودکفایی گندم به پا کردند؟
* آقا! این بازتاب تا قبل از تعطیلی موقتش، بعضاً خبرهای خوبی داشت. ولی نمی دونم چی شده و تقی به توقی خورده، بعد از رفع توقیف دیگه شاهد انتقادات تندی که بعضاً نسبت به برخی از سیاستگذاری های کشور داشت، نیستیم.
مثل اینکه اون تندروی های اون موقع برای جلب نظرات بس بوده و الان فیلتر دانه ریزی رو برای اخبارش تعبیه کرده اند. مثال بارز این امر را می توان در انعکاس اخبار سقوط هواپیما و پس از آن و نیز سخنرانی های ا.ن. دید.
فکر کنم بازتاب به راه راست هدایت گردیده!
* موسوي خوئيني ها :«اگر حكومت، حقي از كسي ضايع كند توجه كنيم نقد به آن كار آيا با نگاه دقيق و علمي است يا اينكه چون ناراحت هستيم اين بحث را مطرح ميكنيم. چه طور ميشود فردي 20 سال پيش با تمام دلايل عقلي و نقلي از حكومت ديني دفاع ميكرده است ولي اكنون هزار دليل ميآورد كه نقض گفتههاي پيشين وي ميباشد. آن موقع درست نبوده است يا در كنار اين تغيير نظريه مسائل فردي و رنجشهاي شخصي هم دخالت دارد؟
اينجا نسل بعدي كه اين مسائل را ميبيند به اين فكر ميافتد كه آيا آن موقع اين فرد چون جايگاه و شأني در حكومت داشت آن همه از آن دفاع ميكرد ولي حالا چون آن شان را ندارد و يا حرمت او را آنگونه كه حق اوست يا خود گمان ميكند كه حق اوست رعايت نميكنند؛ آن را رد ميكند.»
« يك نفر راجع به ولايت فقيه چيز ديگري ميگفته ولي الان مطلب ديگري ميگويد و اين ضررش خيلي زياد است. شما شيخ علي تهراني را نگاه كنيد كه يك زماني در تجليل و تعظيم از حضرت امام (ره) مطالبي ميگفت كه بعضي از دوستان امام آن مطلب را غلوآميز ميدانستند ولي وقتي با او آنگونه كه او توقع و انتظار داشت رفتار نشد چه سخناني گفت كه حتي مخالفان نظام هم نميپسنديدند.»
اگه گفتین در مورد چه کسی به طور اخص صحبت کرده!
