فخرالدین نماینده دور اول مجلس شورای اسلامی در هنگام ملاقات نمایندگان با امام خمینی، شروع به تعریف و تمجید از وی می کند: "تو بت شکن بودی و بت شکستی ... پرده را کناری زن....تو امامی ...شاید هم تو امام ز...! که امام خمینی بر می آشوبد و به سختی وی را مورد عتاب قرار می دهد.
این ایام دورانی بود که نه تنها عوام، بلکه بزرگان و متفکران هم به تمجید از شخصیت امام پرداخته و در راستای روحیه کاریزماتیک وی، سعی در اسطوره سازی داشتند.
در همان زمان یکی از خطبا، طی نامه ای به امام، بیتی می سراید به این مضمون:
خمینی بت شکن
بت شده ای، خود شکن
امام به محض مطالعه این نامه، سریعاً دستور به کاهش اخبار مرتبط با خود در صدا و سیما و مجامع عمومی داد.
من به این کار ندارم که ممکن است امام در فلان مورد اشتباه کرده باشد و الان بعد از وفاتش، عده ای به صور مختلف در حال توجیه خطاهای وی هستند!
من تنها این را می دانم و اعتقاد دارم که نباید فردی را که انسان بود، تا حد خدایی بالا آورد که نتوان هیچ گونه اعتراضی را به او روا داشت.
این را می دانم که اگر شیوه امام را با بسیاری از دولتمردان کنونی که ادعای خط امامی بودنشان می آید مقایسه کنیم، دچار تناقض می شویم! شاید هم بیماری روحی بگیریم!
هنگامی که امام دستور تبلیغ رسمی کمونیست را با آزادی تمام به شرط اینکه به تحقیر اصول اسلام نپردازند، داد،
چه کسی گمان می نمود در دورانی حتی پیشنهادات جدید در زمینه بهبود مملکتداری هم توهین به اشخاص و مقامات عظام محسوب گردد؟
بحث توهین به رهبری به کنار، انتقادات سازنده به مقام "شاه-مخ" رئیس جمهور هم زیر سوال بردن کل نظام است!
این چه نظامی است که با یک انتقاد – چه سازنده و چه غیر سازنده – پایه های حکومتی اش می لرزد؟
آیا این امر نشانی از ضعف این پایه های لرزان نیست؟
حداقل به آنچه تظاهر می کنیم، آن بمانیم!
تسلطی – آخرین وزیر پیشنهادی نفت- در ستاد معین بود. مخالفت طیف اکثریت و دگم اندیشی پیرامون حذف و سانسور نظر مخالفان که بر همه آشکار است.
ولی نکته مطرح، عدم حمایت نمایندگان فراکسیون اقلیت به رغم اعلام حمایت اولیه بود!
دلیل این امر چیست؟
آیا نه این است که برای جناح خارج از نظام در حال حاضر، تنها بقا و جایگاه خود برای رسیدن به اهداف سیاسی مطرح گردیده است؟
خواست مردم و فلاکت روزافزون آنان در پی بلاتکلیفی ساختار اقتصادی جامعه درد کدام گروه سیاسی ایران شده است؟
سکوت و انفعال حتی به قیمت مرگ مردمسالاری روشی منفعلانه و نشان از ضعف است.
آن زمان که به هنگام رأی گیری، آقایان از سر و کول مردم بالا می رفتند و قربان صدقه شان می رفتند و شعار مردمسالاری را –حتی اگر توسط آنان انتخاب نشوند- سر می دادند، به یاد چه کسانی مانده است؟
حتی مردم نیز فراموش می کنند که فلان مدیر با چه برنامه ای قدم به قسمت و تقدیرشان!! نهاده است! چند درصد از مردم پیگیر جلسات مجلس و روند رأی اعتماد به وزیران پیشنهادی بودند؟
تنها مورد مهم برای آنان این بود که وزارت نفت وزیر ندارد. مجلس به وزرای ا.ن. رای نداد، پس با هم همسو نیستند؛ پس خیلی خوش به حالمان است!!
اگر رهبر، وزیر، رئیس جمهور و وزیر در انجام وظایف خود اهمال کنند، بنا بر قانون اساسی نهادی دیگر آنها را کنترل کرده و بازخواست می کند. (البته فقط در حالت تئوری و نه عمل!!!)
ولی اگر نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی، نماینده طیف خاص و بازیچه دست آنان شود و بر خلاف وعده های خود در راستای خواست مردم گام نزند، چه می شود کرد؟؟
مردم مجبورند تا 4 سال آزگار به پای سیاسی بازی و رانت بازی و کم کاری و خیانتهای وی باشند تا شاید در دور بعد فردی بهتر را – که البته تأیید صلاحیت شده باشد- جایگزین کند!!
قدرت طلبی تفاوتی در جناح چپ و راست قائل نیست!
در برزیل مردم برای تعیین آزادی و یا عدم آزادی معاملات اسلحه گرم، پای صندوق رأی رفتند!!!
همیشه گفته ام و باز هم می گویم:
{{از ماست که بر ماست}}
یاری اندر کـس نـمیبینیم یاران را چـه شد
دوسـتی کی آخر آمد دوستداران را چـه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاسـت
خون چـکید از شاخ گل باد بهاران را چـه شد
کـس نـمیگوید که یاری داشت حق دوستی
حـق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لـعـلی از کان مروت برنیامد سالهاسـت
تابـش خورشید و سعی باد و باران را چـه شد
شـهر یاران بود و خاک مـهربانان این دیار
مـهربانی کی سر آمد شـهریاران را چـه شد
گوی توفیق و کرامـت در میان افـکـندهاند
کـس بـه میدان در نمیآید سواران را چه شد
صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاسـت
عـندلیبان را چـه پیش آمد هزاران را چـه شد
زهره سازی خوش نمیسازد مگر عودش بسوخت
کـس ندارد ذوق مستی میگساران را چـه شد
حافـظ اسرار الـهی کـس نمیداند، خـموش!
از کـه میپرسی که دور روزگاران را چـه شد
ای کاش روزی از خود می پرسیدیم: ...چه شد؟