قرار بود چهارشنبه گذشته ا.ن. بره تونس و در كنفرانس اطلاعات و ... شركت كنه كه خبرش رو داده بودم.
نكته اساسي در اين است كه ايشان تشريف نبردند. چرا؟
در بين عوام اين نكته پيچيده كه رئيس جمهور كسالت داشتند و از بس مهرورزي كرده و نفت استخراج كرده تا بر سر سفره ها بيارند، بيمار شده اند و براي شفاي عاجل ايشان دعا كنيم.
در بين يه كم خواص! اينجوري نرفتن ايشون توجيه ميشه كه درگير بررسي پرونده 69 ميليون و 999 هزار و 999 نفر از مردم است كه براي تصدي وزارت نفت پيشتهاد بده.
معمولي ها كه يه كم احساس سياسي بودن مي كنند مي گن: درسته كه تونس در نقشه هاي اديان به نام كشور اسلام ياست، ولي مشروب در آنجا مشكل شرعي نداره و كلاه مردم اين كشور بزرگ بوده. قرار بوده سر راه ا.ن. از اونا بفروشن كه وي برخورد انقلابي كرده و ...
خواصتر ها ميگن كه به دليل موضع گيري هاي نا بهنجار بين المللي، بهتره فعلا با همه دنيا قهر كنيم تا منتمون رو بكشن و زير زبوني بهمون بدن كه بريم كشورشون و اونجا رو به گند بكشيم!
خواصترين ها مي گن احتمال ترور رئيس جمهور محبوب بوده و از اونجايي كه تونس كشور ما امنيه و مذهبش اسلام است، ردپاي بن لادن اونجا هست. خوب نيست اين دوتا اينقدر واضح همديگه رو ببينن؛ضايع بيده!
اخص گويند: قرار بوده شيرين عبادي براي اين مراسم همسفر باشه و ا.ن. هم گفته: "يا جاي منه و يا جاي اين خانم. چون خانمم گفته با نامحرم سفر نكنم." بنابر اين تصميم گرفته ميشه كه شيرين خانم بره و خبرسازتر بشه و شايد براي ايران هم باعث خير و بركت بشه و افتخاري كسب كنه!
ولي من مي گم آيا واقعا اگر چنين بود نمي توانستند جلوي خروج خانم عبادي را به بهانه هاي مختلف بگيرند؟ آيا بهتر نبود كه فضاحت عدم خروج وي را تحمل كنند، تا اينكه برنامه هاي خارجي رئيس جمهور محبوب را يك به يك تعطيل كنند. اگر مي خوان نقطه ضعف نشان بدهند جوري باشه كه ضايع نشوند!
فردا پيرامون فيلم كنستانتين كه ديشب از شبكه 4 سيما پخش شد، نكاتي را ذكر مي كنم.
تا نيم ساعت ديگه به روز ميشم. اندكي صبر سحرنزديك است!
تغییر یک مدیر از جهات گوناگون هزینه هایی به همراه دارد و به همین خاطر دلایل لازم برای تغییر باید متضمن فوایدی باشد که بر هزینه های آن تفوق و این البته به هیچ وجه نافی لزوم تغییر مدیران ناکارآمد و حق مدیرانی که برای مدتی طولانی بر مسندی بوده اند نیست.
اخیرا پژوهشی در زمینه ی دوره ی ماندگاری مدیران دولتی کشور صورت گرفته که تامل در برخی نتایج آن خالی از لطف نیست:
* این پژوهش توسط دفتر بهبود مدیریت و ارزیابی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور با همکاری دفتر آمار صورت گرفته است.
* ۱۱ هزار رکورد اطلاعاتی مدیران از دستگاههای ملی و استانی برای ربع قرن گذشته در این پژوهش جمع آوری شده است.
* هدف پژوهش آگاهی از نرخ واقعی دوره ی ماندگاری مدیران در کشور در دستگاههای دولتی بوده تا توانایی برنامه ریزی آگاهانه در آینده ایجاد شود
* نظام شایسته سالاری دارای پنج مرحله یا رکن اصلی است: شایسته خواهی، شایسته شناسی ، شایسته گزینی ، شایسته داری و شایسته پروری
* اگر ما به دنبال انتخاب و انتصاب افراد شایسته باشیم، ابتدا لازم است آنان را خوب شناسایی و به صورت دقیق گزینش کنیم، سپس زمان مناسبی را در اختیار آنان قرار دهیم تا بتوانند عملکرد خود را نمایان سازند. مرحله ی بعدی که شایسته داری است دقیقا با بحث ثبات مدیران مرتبط است. به عبارت بهتر "شایسته داری" یا داشتن ثبات در مدیریت ، شرط لازم نظام شایسته سالاری است و نه کافی، در صورت تحقق دیگر اجزا و مراحل این نظام، ثبات مدیریت می تواند به استقرار نظام شایسته سالاری کمک کند. البته ماندگاری بسیار بالا نیز لزوما به معنای عملکرد بهتر نیست، چرا که احتمال دارد باعث از بین رفتن جوانه های نوآوری و خلاقیت و ایده های افراد دیگر در سازمان یا بخش مربوطه شود.
* بر اساس گزارش تحلیلی این پژوهش ، در طول ۲۵ سال گذشته متوسط دوره ی ماندگاری هر وزیر ۴۰ ماه است و این شاخص برای سالهای ۱۳۶۸ به بعد به ۶۰ ماه افزایش یافته است. طی ۲۵ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، وزارت صنایع و معادن با ۶۷ ماه بیشترین دوره ی ماندگاری و وزارت امور اقتصادی و دارایی با ۲۴ ماه کمترین ثبات مدیریت را دارا بوده اند. البته در ۱۵ سال گذشته وزارت امور خارجه با متوسط ۱۴۲ ماه بیشترین دوره ی ماندگاری را دارا بوذده است و وزارتخانه های نفت و نیرو هریک با ۱۲۸ و ۱۰۱ ماه در رتبه های بعدی قرار دارند.
* از بعد مقطع تحصیلی در ابتدای تصدی، دوره ی ماندگاری مدیران دارای مدرک کارشناسی ۵۱ ماه ، کارشناسی ارشد ۴۳ ماه و دکترا ۳۶ ماه است.
* بر اساس نتایج این پژوهش، متوسط دوره ی ماندگاری استانداران کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، حدود ۳۰ ماه است، در این میان استان اردبیل با ثبات ۴۶ ماه بیشترین و استان چهارمحال و بختیاری با نزدیک به دو سال (۲۳ ماه) کمترین ثبات را داشته اند.
* میانگین ماندگاری استانداران در دوران نخست وزیری آقای میرحسین موسوی ۳۱ ماه و در دوران آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی با اختلاف کم حدود ۴۵ ماه است.
* در بین وزیران بعد از انقلاب، آقای ولایتی در وزارت امور خارجه با ۱۹۰ ماه ماندگارترین وزیر در یک وزارتخانه و آقای نامدار زنگنه نیز با خدمت در وزارتخانه های جهاد سازندگی ، نیرو و نفت با بیش از ۲۰ سال ، ماندگارترین وزیر بوده است.
* در میان استانداران ، آقایان طاهری، مرعشی، طهایی و سفید به ترتیب ۱۲۶ ماه، ۹۷ ماه، ۹۵ ماه و ۹۴ ماه در استانهای تهران، کرمان، سمنان و یزد بیشترین ماندگاری را در یک استان به صورت متوالی داشته و در مجموع آقایان طهایی و جهرمی نیزبا ماندگاری ۲۰۶ ماه (بیش از ۱۷ سال) و ۱۸۸ ماه در استانهای مختلف، بیشترین دوره ی تصدی را در پست استانداری دارا بوده اند. از طرف دیگر آقایان هومن و سمیعی ، هریک با دوره ی تصدی ۳ ماه در استانهای کهکیلویه و بویراحمد و مرکزی کمترین دوره ی ماندگاری را در بین استانداران داشته اند.
خواهر زاده احمدی نژاد: مسوول حراست ریاست جمهوری
ای کاش من یک کوبایی یا ونزوئلایی بودم! رئیس جمهور دارن، توپ!!! حرفای این رو با چرت و پرت های ا.ن. مقایسه کنین. در “مجمع جهانی سوسیالیسم” بعد از افتخار به استقلال نفت و اقتصاد ملکتش از آمریکا، شدیداً به بوش و سیاستهای آمریکا انتقاد کرده و پاچه همه رو با شجاعت تمام جر داده! از اختصاص بودجه مجزا به هر فرد و امکانات بهداشتی و توزیع عادلانه و ...! فقط نگفت: "نفت رو هم سر سفره های ملت بردیم!"
نه مثل ا.ن. که اگر دست می داد حرفهای نیویورکش را هم تکذیب می کرد! یه ذره هم از این یاد بگیرین. یک شونزدهم شماست!
آیت الله منتظری در مصاحبه اخیر خود به نکات جالبی اشاره کرده اند:
بخشهایی رو انتخاب کردم که اگه نتونستین فیلترش رو بشکنین، حداقل یه چیزایی خونده باشین!
*بروز اولين انحراف از تندروي هايي آغاز شد كه در دادگاه هاي انقلاب توسط افراد احساساتي و تند اعمال گرديد و متأسفانه بسياري از قضات شرع را تحت تأثير قرار دادند و از سوي آنها احكام بيجايي درباره اعدام و مصادره اموال صادر شد.
*يكي ديگر از انحرافات عمده ، مطلق گرايي و تصويب مطلق انديشه و گفتار و كردار برخي شخصيت هاي انقلاب بود كه عرصه را براي ابراز هرگونه فكر ديگري بشدت تنگ نمود و باب نقد و بررسي را مسدود كرد.
*اقداماتي را انجام دادم كه از آن جمله اعزام نمايندگان ويژه به داخل زندانها جهت كسب اطلاعات دقيق و برخورد با متخلفين و نيز تشكيل دادگاه عالي انقلاب و هيأت عفو زندانيان بود.
*عوامل و جرياني بخصوص در وزارت اطلاعات در اين ميان تفتين ميكردند و گزارشات غير واقعي را در مورد من و بيت اينجانب به آيت الله خميني دادند تا بتوانند ذهنيتي را براي ايشان درست كنند و به مقاصد خود برسند و متأسفانه موفق هم شدند.
*حبس افرادي كه در سالهاي اخير به خاطر اظهار نظر يا انتقاد از حاكميت به زندان رفته و يا به ديگر محروميت هاي اجتماعي محكوم شده اند و نيز برخورد با اهل قلم و انديشه و با روزنامه هاي غير وابسته به حاكميت، از نمونه هاي نقض حقوق بشر در ايران است. در زمان پيامبر[ص] و اميرالمومنين [ع] هيچ زنداني سياسي وجود نداشت و افراد را براي افكارشان و اظهار آنها محاكمه و زنداني نمي كردند.
*از آنجا كه عمده و اكثر كارهاي خلاف و اشتباهاتي كه از سوي حاكميت انجام ميشود به نوعي شكل قانوني به خود ميگيرد و با بررسي دقيق، زمام تمام امور در كشورداري به ساختار كنوني ولايت فقيه منتهي ميشود و منشأ اساسي ترين مشكلات، مطلقه بودن ولايت فقيه در قانون اساسي و محدود نبودن آن از نظر زمان و ساير جهات ميباشد، لذا به نظر اينجانب اولين كار اصلاحي كه بايد انجام شود اصلاح قانون اساسي توسط نمايندگان منتخب مردم و در جوي كاملا آزاد ميباشد. اگر به ياد داشته باشيد آيت الله خميني پس از ورود به كشور در بهشت زهرا فرمودند: "پدران ما چه حقي داشتند كه سرنوشت سياسي ما را تعيين نمايند؟ هر نسلي خودشان حق دارند نسبت به سرنوشت كشورشان اظهارنظر نمايند." در قانون اساسي اول كلمه "مطلقه" وجود نداشت و در بازنگري آن را اضافه نمودند و بسياري از مردم از جمله خود من به آن رأي نداديم .
*مع الاسف از جنبه عملي گاه به لحاظ ضعف اعتقاد و ايمان و گاه به علت تفسيرهاي ناروا از مذهب، عده اي جانب مليت و گروهي جانب مذهب را گرفته و به سوي افراط يا تفريط ميگرايند؛ و آنچه موجب نگراني است تفكيك بين آن دو و ترجيح بي رويه يكي از آنها بر ديگري به معناي اثبات يكي و نفي ديگري از جنبه نظر و يا عمل ميباشد.
از طرف ديگر متأسفانه در اثر عملكرد مسوولين كه به نام مذهب و دين ميباشد امروز شاهد نوعي فاصله بين ملت بخصوص قشر جوان و مذهب مشاهده ميشود كه بسيار خطرناك و موجب نگراني ميباشد، كه اميدوارم در اين زمينه علما و بزرگان چاره اي بينديشند. عزت و سربلندي اسلام و كشور را از خداي متعال مسألت دارم .
بیانیه اتحاد جمهوری خواهان ایران در مورد سیاستهای ا.ن. پیرامون موضوع هسته ای
