همچنان جوزدگی ورود خاتمی به مذاکرات هسته ای ادامه داره.نمیدونم این وسط قراره خاتمی رو خراب کنن یا همه کاسه کوزه ها رو بعد از معلوم شدن گندشون! سر خاتمی خراب کنن!؟ شاید هم دنبال یه مترسک می گردن تا برای جامعه جهانی علم کنن!
اسکندر مقدونی برای ادامه راه از ایران به سمت هندوستان، به دنبال راهی برای تثبیت خود می گشت. از بزرگمهر حکیم چاره کار را پرسید.
بزرگمهر گفت: "بزرگان را به کارهای کوچک و کوچکان را به کارهای بزرگ بگمار."
اصلاً منظور سیاسی نداشتم!!!
با مینی بوس میامدم. پیرمردی کنارم نشسته بود. ناگاه باب درد دلش با پسر دانشجویی که بالای سر ما ایستاده بود، باز شد که: "انفجارهای اهواز فکر می کنی کار کیه؟ کار خودشونه.وقتی می خوان صدای کسی رو ببرن، اینجوری گیر می دن. یا یه چیزی بهش می بندن و به اسم اوباش دستگیرش می کنن و یا اینکه ...بومب... بعدش هم می گن ...(یه کمی فکر کرد و با لکنت گفت:) ترو ...ترورست! اینا همه ساه کاریه! آخه چه کسی غیر از این ملاها اینقدر زرنگه که بختیار رو تو دل اروپا بتونه بکشه!!!(؟) ما که ا زاول انقلاب بودیم و ..."
من ناخودآگاه پشتم رو بهش کرده بودم تا ببینم آخر این ماجرا چه میشه و از طرفی خودم هم دخالت نکرده باشم! همون آقایی که با 30-32 سال سن، ادعای دانشجویی می کرد بعد از یه ذره همدردی و هم صحبتی، کم کم خودمونی شد:"کجایی هستین؟...کجای تبریز میشینین؟ ... چه کاره ای؟ ... تاسیسات برق یا لوله کشی؟... آدرست رو به من بده برات کار دارم! ... تا حالا چه کارهایی کردی؟ شهربازی کجا؟ چه وقتی بود؟ ..."
برای پیرمرد دلم شور زد.
امنیت ملی تا چه حد است؟ اندیشه قدیمیهایی که انقلاب رو دیدن، چیه؟ جوونا چی فکر می کنن؟ اندیشه معنا داره؟ آزادی چی؟
http://www.qoqnoos.com/body/caricatoor/mana-neyestani/p03.htm
از این به بعد سعی می کنم هر هفته یه کاریکاتور براتون بذارم.
دسته گل جدید ا.ن." بهحول وقوه الهي بزودي جهان بدون آمريكا و صهيونيسم را تجربه خواهيم كرد"
* دو روز پیش افروغ پیشنهاد ورود خاتمی و هاشمی را به صحنه مذاکرات هسته ای داده بود. در ادامه هم خواستار یک فراخوان از شخصیتهای فرهنگی داخل و خارج کشور برای ایجاد یک جو روانی در زمینه آماده سازی اذهان جهانیان برای استفاده از انرژی هسته ای شد.
امروز پیش بین گفت: "اگر خاتمی می خواست کاری کند، در زمان خود می کرد... الان ا.ن. به خوبی جریان مذاکرات را در دست دارد؛ اگر بگذارند!!" بعد هم اضافه کرد: "خاتمی قبلاً چهره ملی بوده و الان نه (خوب، حتماً می دونید که الان چه کسی چهره!! ملی است!). بحث گفتگوی تمدنها هیچ ثمری برای کشور نداشت و فعالیتش غیر قانونی بود. با پایان دوره خاتمی هم تمام شد."
کمیسیون فرهنگ و امنیت ملی بدجوری به پای هم پیچیده اند! همین گفتگوی غیرقانونی تمدنها، برای خارج نشینان نوید خوش بازگشت به وطن، سرمایه گذاران خارجی، زمزمه بازار تولید و مصرف باثبات، توریستها دورنمای خوش بازدید امن از ایران، محافل علمی، دسترسی به دروازه های دانش و برای جهانیان صلح طلبی جمهوری ایران اسلامی که همه به خشونت می شناسند!!
اگر همین بحث الکی می توانست به نتیجه برسد- که البته مانند بسیاری اقدامات دیگر، سرشار از بی برنامگی و گمکردگی هدف بود- ملت ایران و آمریکا با هم دشمن نبودند، هر چند که مسوولانشان چپ و راست به هم بد و بیراه بگویند!
به همین راحتی طرحی را که به مخالفت با نظریه "جنگ تمدنها" توسط تئوریسینی چون خاتمی مطرح شد را به باد مسخره گرفته اند! خاتمی عملگرا و مدیر نبود، ولی نمی توان به نظریه اش که هنوز هم ا.ن. به تاسی از او پیشنهاد مهرورزی می دهد، بی اعتنایی کرد. حتما آقایان طرفدار همین نظریه اند.
این یکی از مشکلات مملکت ما است که سازمانها، ارگانها و حتی قوانین بر پایه فردگرایی و اعتبار فرد و نه موضوع می چرخد!
از حق نگذریم پیشنهاد کار روانی و جنگ اطلاعاتی را همین امروز به یکی از دوستان که هنوز هم در دولت و وزارت خارجه مانده است می دهم.
* دیروز فکر می کردم که برای راه پیمایی روز قدس چه کسی به نماز جمعه می رود! جواب جز پدرخوانده نبود! تعجب کردم چرا رهبر باید هفته دوم ماه رمضان خود را هدر دهد؟ یه نامه به عراق، میلاد امام حسن علیه السلام، شبهای قدر، و ... یه عده پا به زمین می کوبند که دولت چه می کند و چرا نتیجه نمی گیرد و ... و اینکه حتی افراد برای رسیدن به هدفهاشون 5 سال نیاز دارند و ... آخر ماه مهر بود و جای 4 وزیر خالی! شکمهای مردم هم همینطور! مثل سفره هاشون!
* سوریه و لبنان هم بهانه خوب خود رو به دست آمریکا دادند تا در لباس جامعه بین الملل دخالت کنه! یکی نیست بگه آخه لبنانیهای بدبخت بیچاره! شماها از ما بدتر هستید! اگه رئیس جمهورتون رو کشتند، خودتون دستتون کجه که نمی تونید قاتل رو پیدا کنید؟؟ دست به دامن بوش شدند که اصولاً دوست داره تو سواحل لبنان حموم آفتاب بگیره!!
* انصار حزب الله مشهد هم به ا.ن. اخطار دادند
* خواهرزاده سوم باهنر در وزارت راه!
خواننده محترمي (يا عباس) كامنتي گذاشته بودند كه پاسخم را در زير مي آورم:
۱- نظام ما جمهوری اسلامی است. لطفاً فراموش نشود. چرا که اگر نظامی بر اساس خواست مردم نباشد ديکتاتوری و مستبدانه می شود! پس خواهشاً اگر می خواهيد نفعی به نظام برسانيد اين اصطلاح را کامل به کار ببريد!
۲- برخورد محترمانه يعنی چه؟ اينکه "با مسوولين ... برخورد محترمانه تری داشته باشم" از چه ديدگاهی است؟؟ وبلاگ من خبری- سياسی- اجتماعی است. در متون خبری برای خاتمی و احمدی نژاد فرقی نيست. هر دو را اينگونه می خوانند. بنابراين انتظار نداشته باشيد به خاطر علقه شخصی يا دشمنی القاب را حذف يا اضافه نمايم!
۳- القاب ساخته ذهن اطرافيان هر کس و شايد هم خود وی می باشد. اگر به اصل انسانيت عقيده داريد تحصيلات يا موقعيت اجتماعي نمی تواند به واسطه القاب برای انسان شخصيت آفرينی کند. بماند که در جامعه كنوني اين چنين شده است!!
۴- مسوولين خدا نيستند يا پيامبر! آنها هم انسانهايی با انواع و اقسام خطاها و کوتاهی هايند. هرچه مسووليت بيش، امکان خطا بيشتر! من و تو نبايد چشممان را به روی واقعيات جامعه ای ببنديم که خود در آن زندگی می کنيم و فرزندانمان!
۵- اگر نسبت به انتقادات صورت گرفته منفعلانه رفتار شود هيچ نفعی نه تنها به نظام بلکه به منتقد هم نمی رسد. بايد شنيد و به طور منطقی اعمال کرد. با سانسور و زندان و تهديد و... نمي توان به تغيير تفكر دست يافت!!
۶- چرا در کشوری چون آمريکا که هر روز شاهد تخطی از قوانين حقوقی و آزاديهای فردی هستيم طنزپردازان و کاريکاتوريستها آزادی بيشتری برای انتقاد دارند؟؟ آيا دليل اين امر کم بودن ظرفيت مسوولان در شنيدن انتقاد نيست؟؟ يا اينكه بيداري رسانه هاي جمعي و انعكاس زنده جناياتي چون كتك خوردن زني توسط پليس آمريكا كه هفته پيش نمايش داده شد، مانع از برخوردهاي خودسرانه مي شود؟؟
7- دليل ديگر، تقدس بخشی به برخی از مسوولان است که توسط بخشی از جامعه پذيرفته و توسط بخشی ديگر انکار می گردد. هر چه اين گروه در بالا بردن وی می کوشند بخش ديگر وی را به پايين ترين حد می آورند. يادمان نرود که:
اگر خدای ما نعوذبالله اشتباهی کند به او کافر می شويم!!
اتفاقات سوريه و لبنان و وضع بحراني پيش آمده: اينكه ايران به عنوان دوست اين دو كشور اكنون مجبور به اتخاذ يك موضع نامشخص در قبال اين مسئله است. اينكه چگونه دولت لبنان مي خواهند آتش افروز جنگي در منطقه باشند كه به ضرر همه و اول خود لبنان مي شود! دو كشور مسلمان همسايه به تحريك ديگري مثل سگ و گربه به هم مي پرند!! چه كسي در اين ميان نفع مي كند؟؟ سوريه بر خلاف عراق، اين بار توسط يك يا دو كشور محكوم نشده؛ بلكه با سازمان ملل و ارگانهاي بين المللي روبرو است. جالب اينكه اين موضوعات بعد از سفر حداد به اين دو كشور رخ مي دهد!!
به نظر شما در اين ميان ايران طرف چه كسي را مي گيرد؟؟
ما چقدر پیشرفته بودیم و یادم رفته بود، ها! ممنون که اول بودن کشورمون رو تو معضلات اجتماعی و فقر و فلاکت خودساخته (همون اعتیاد!!) و ... یادآوری کردین.
دیروز دیدم. "لاریجانی دریافت جایزه صلح نوبل را به البرادعی تبریک گفت."
احتمالاً بعدش گفته: "سهم من و احمدی نژاد جون!! رو یادت نره! آخه هر چی باشه، ماها خیلی بیشتر از خودت برای اینکه تو اول بشی تلاش کردیم!"
من از جوک گفتن برای مقامات بالای کشوری خوشم نمیاد؛ ولی به بعضیهاشون باید فکر کرد. چون معنا داره!!
به هاشمی رفسنجانی میگن:"پروژه راه تهران شمال کی تموم میشه؟"
میگه: "تا عید انشاءالله"
- :" خوب قراره اسمش رو چی بذارن؟"
- :"شهید احمدی نژاد؛ انشاءالله!"
می دونین من وقتی این رو شنیدم یاد ادعاهای ترور شریعتمداری و آیت الله حسنی بعد از ترور قاضی مقدس افتادم.
v هر کس میخواد خودش رو مظلوم نشون بده،
v با اینکه درجه اهمیت خودش رو در نظام ثابت کنه،
v یا میزان اثرگذاری خود رو در جامعه تخمین بزنه،
v یا اینکه به بادیگاردهای خودش اضافه کنه و فیس حواس جمعی اونا رو بده،
از این روش استفاده می کنه!
میزان اثرگذاری احمدی نژاد بر قشر جامعه و نیز فدایی بودن محافظاش که بر کسی پنهون نیست! ولی نمیدونم درجه اهمیتش در نظام چه جوری توجیه میشه!؟
از طرف دیگه قصد و هدف از این جوک رو در دشمن نشون دادن پدرخوانده و ا.ن. می دونم! چرا که همیشه باید دشمنی وجود داشته باشه تا دوست مردم معلوم بشه!
از طرف دیگه باید شائبه همسویی و همخطی ارکان نظام رو از بین برد تا اگه کسی از ا.ن. پرسید: "این چه درآمد نفتیه که هر روز چیزی رو از سفره من کم میکنه؟؟" بتونه بگه: "کی بود؟ کی بود؟ من نبودم! من و همه مردان رئیس جمهور 70 میلیونیتون! همه تلاش خودمون رو کردیم. تقصیر هاشمی بود."
از سوی دیگه هم هاشمی که رقیب و ربکا (رقیب هیلاری کلینتون) بوده، الان مته به خشخاش میذاره و روز شماری اشتباهاتش رو می کنه و مواظبه که ا.ن. دست از پا خطا نکنه! وگرنه سر و کارش با کارکنان اتاق خاکستری و قتل زنجیره ای است!