* پورمحمدی: بیش از ۹۰ میلیون شناسنامه در کشور است.
- حالا معلوم شد که کیا اومده بودن و رای دادن!!
* خزعلی: انتخابات نهم انقلاب دوم بود... بحمدالله از ۳۰ میلیون فقط ۴ میلیون نصیب این ورشکستگان سیاسی شد... چنانچه احمدی نژاد نمی آمد بیش از ۱۶ میلیون پای صندوقهای رای نمی آمدند.
- مثل اینکه ایشون یادش رفته که انقلاب دوم تسخیر لانه جاسوسکی آمریکا بوده! یا آقا از امام بیشتر حالیش میشه. یا انتخابات نهم نوعی تسخیر لانه جاسوسی بوده و پست ریاست جمهوری هم دفتر سفارتخانه. یا اینکه بنده خدا اصلا حواسش نبوده و می خواسته بگه انقلاب سوم!!
- این آقا آرای کدوم یک از کاندیداها رو به حساب "ورشکستگان سیاسی!" گذاشته؟ کروبی و معین و صفایی و هاشمی چقدر رای آوردن؟ ای بابا! یکی پیدا کنه پرتغال رو!!
- می تونیم اینجوری محاسبه کنیم که آرای احمدی نژاد از دور اول یا دوم ۲۴ میلیون و در کل انتخابات و دو دوره (که آقایون عادت کرده اند هر دو را با هم ۶۰ میلیون می گویند تا تو دهنی بزنند به آمریکا!)؟ چقدر امنیت ملی نظام بدهکار احمدی نژاد شد؟؟ راستی! تو حوزه ریاضیات هم درس میدن؟
* خزعلی: کسانی که انقلاب دیده و زیر دست ساواک بوده اند و انشاءالله دیر یا زود بیدار می شوند و یا بیدار شده اند تا به احمدی نژاد کمک کنند تا کابینه اش قوی شود.... خدمات هاشمی ادامه پیدا نکرد و مبدل به شعار شد و دلیل عدم توفیق این بود.
- مورد اول رو که زده بود به کروبی که خدا انشاءالله بیدارش کنه و به راه راست مهرورزی هدایتش کنه!! ولی نمی دونم هدف از "تکمیل و تقویت کابینه" چی بود؟! کابینه ای رو که خود احمدی نژاد نتونست مطابق میلش بالا ببره و حتی به وزیرش گفته "که مدیران ارشد رو هم من انتخاب می کنم" و عملا اختیارات وزرا را به نفع خود دودره کرده تا استیضاح وزیراش زود به زود باشه و اونایی رو که سهمشون رو می خوان بتونه به جایی برسونه و ...
- این یکی رو دور از چشم پدرخوانده گفته!!
* همبستگی دیروز از قول محمدی تیتر صفحه اول زد: "پورمحمدی: شمارش آرا مکانیزه است" ... ولی به صورت کامل نیست و سعی می کنیم این نرم افزار را تکمیل کنیم.
- نتیجه اینکه: برای مکانیزاسیون! نرم افزار وجود دارد و دلیل عدم کاربرد ناقص بودن آن است!.
- در نتیجه انتخابات ریاست جمهوری شمارشها مکانیزه و به دور از خطا بوده و اعتراض وارد نیست!.
- با همون نرم افزار ناقص شمارش رو مکانیزه کردیم!.
- اگر هم خطایی در انتخابات صورت گرفته تقصیر ناقص بودن نرم افزار و اشتباه وسیله بوده و نه شمارنده!
* جوک آخر این هفته:
همبستگی پنج شنبه جوابیه ای از وزارت کشور زد که: "شمارش ارا نیمه مکانیزه بوده و نه مکانیزه"
* ماه رمضان نزديكه! اون چيزي كه هميشه من رو تو دعاهاي ماه رمضان تكون مي ده، يه چيزه:
"الهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين"
* بحث نظارت مجمع بر عملكرد سه قوه را، تازه ديشب شنيدم. خوب شد محسن رضايي توجيه ام كرد كه "منظور انجام گوشه اي از وظايف رهبري است كه بنا بر ماده ۲ اصل ۱۱۰ مي تواند آن را به اصلح بسپارد!!" تا الان كه مملكت از نفت و گاز و مترو و عسلويه و وزارت اطلاعات و ... دست پدرخوانده بود، از اين به بعدش رو خدا به خير كنه!!
شايد اين هم جايزه بازيي بود با بازيگري هاشمي كه بياد تو انتخابات تا احمدي نژاد راي بياره و كارگردان به هدفش برسه! آقا! ما كه خيلي ارادت داريم نسبت به اين كارگردان!! آينده كشور رو خوب مي تونه مطابق با خواستش رقم بزنه!
- و اين بزرگترين دليل براي احترام است! البته اگه زور نيروهاي مسلح و ضد شورش رو نديد بگيريم!
* شنيده ايد كه ۳ تا اسرائيلي رفتن آمريكا و گفتن: "اگر واشنگتن و متحدانش برنامه هسته اي ايران را در صورت لزوم با زور متوقف نكنند، اسرائيل خود در اين جهت اقدام خواهد كرد."؟!؟! اگه تا الان بوش تصميم ۱۰۰٪ براي حمله نداشت، حالا ديگه جري مي شه!
حداد هم ديروز گفته: "اگه اسرائيل ديوانگي كند و بخواهد مانند حمله به تاسيسات عراق در سال۱۹۹۱، تاسيسات هستهاي ما را هدف قرار دهد، آنچنان درسي به اسرائيل خواهيم داد كه براي هميشه عبرت گيرد."
- بابا! ابهت! من كه ترسيدم! با چه چيزي داري چه كساني رو تهديد مي كني؟؟
* قرار شده رئيس دانشگاهها به تأييد مجلس هم برسن!! وا ويلا!!!
- چيه چشم ندارين ببينين؟؟
* امروز من شاهد يك اتفاق دلخراش بودم:
دانشجوي تازه وارد رشته علوم اجتماعي دانشگاه علامه، از تحصيل انصراف داد!! مي دونين چرا؟؟
آخه ويلچري بود و خانواده اش هم تا به حال بهش اجازه نداده بودن حتي يك بار بخواد خودش كارهاش رو انجام بدهد! از اينكه يكهو مجبور شده بودند جوان بي پايشان را بياندازند تو تهرون، دست و پاشون رو گم كرده بودند! آخرش هم بردندش. بسيار متاسف شدم براي فرهنگي كه مي خواد جوانش اگر دست و پا ندارد، تا آخر عمر طفيلي خانواده بماند!
با خودش كه حرف مي زدم، مي گفت: "برادرام قول دادن سال ديگه هر جا قبول شم ...!"
داداشا هم مي گفتن: "آخه تا حالا ويلچر سوار نشده و بلد نيست! بايد تمرين كنه ...!" حتي تا الان اجازه نداده بودن از ويلچر استفاده كنه...!
چشماي مظلوم اعتماد به نفس اين جوون! به سوز افتاد!
* مهسا (دیوونه نوشته....) و مسافر زمینی رو نتونستم باز كنم. آدرس صحيح رو برام بذارين!
قبلا راجع به دانشگاه آزاد نوشتم و دو عملكرد رو با هم مقايسه كردم:
۱- ولنگاري و لااباليگري برخي دانشجويان
۲- سختگيري ها و اسلام زوركي دانشگاهيان
اين كارها به غير از اينكه بيشتر لج آدم رو در بياره نتيجه نداره.
جوانها از اصل اسلام هم زده شده اند! با جوانهامان چه كرديم؟
تا چه زمان قرار است حماقتهاي امتحان شده قبل را تكرار كنيم؟
اين مبارزه سال ۵۹ و ۶۰ را يادآوري مي كند كه به جرم تار مو، تهمت كمونيست بودن مي زدند و زنداني مي كردند! ريش تيغ زده ها، جايي در ادارات نداشتند و ... بعد از اين همه سال، آيا ايران، اسلامي تر شده است؟ حواسمان هست كه دنيا به ايران، به چشم جمهوري اسلامي مي نگرد؟ چرا بايد يك توريست خارجي در تهران و يا شاهين شهر اصفهان و ... صحنه هايي را ببيند كه در كشور خودش هم نظير ندارد؟ چرا كاري كرديم كه حرمت تمام مقدسات را شكستيم؟
جوان ما عقده اي شده. تا مي بيند چماق دين را بالاي سر ندارد، عنان ميگسلد!
به كوچه هاي تنگ مي رود تا دختري را در آغوش بكشد!
به دخمه اي مي خزد تا دور از ديدها، ميگساري كند و مست شود و شيشه تلفنهاي عمومي را بشكند! بماند كه بسياري از اماكن هم آشكارند و نيازي به پنهان كاري نيست!؟
وقتي سر كلاس به يكي از اين جوانها گفته مي شود: "اسلام ..." شايد به دهن فحش ندهد، ولي انتهاي چشمانش مي تواني بيزاري از دين را ببيني! فحشي را كه به سبب رفتار ما نثار هويت اسلامي خود مي كنند، و اين آرزو كه: "اي كاش در كشور ديگري به دنيا مي آمدم و يا آنقدر داشتم كه به انجا مي رفتم!"
آخ!!!!!!!!! دلم خيلي گرفته.
ديشب نمازجمعه تهران را گوش مي دادم كه وسطش خوابم برد! نمي دونم صداي جذاب خطيب محترم!! هاشمي عزيز! چنين سحر انگيز بود يا خسته بودم؟! به هر حال چيزي رو جز الطفات حضرت رفسنجاني به دانشجويان دانشگاه آزاد يادم نمياد!
مي خوان دانشجويان دختر شهرستاني رو به دانشگاههاي شهرشون ديپورت كنن!! يعني اون بدبخت زاهداني كه رتبه يك دانشگاه تهران شده، بايد جاش رو به يه تهروني قبول شده تو زاهدان بدهد! كجاي اين كار انصافه؟ مثلاً مي خوان اين جوري هزينه هاي اسكان و تغذيه و مسائل مختلف مادي و معنوي از قبيل خودفروشي برخي خانمها براي تحصيل بودجه تحصيلات دانشگاه آزاد! رو كم كنن!
يه روز داشتم براي يه گردهمايي از سربالايي هاي دانشگاه آزاد خرم آباد بالا مي رفتم. دختري كه پيش رويم ميرفت بيش از ۵ پيشنهاد شنيد. بدبختانه به سبب نزديكي فاصله، همه رو شنيدم! مبالغ از ۱۰ هزار شروع مي شد تا ۴۰ تومن! دعا ميكردم كه دختره هيچ كدوم رو قبول نكنه؛ ولي ...
دانشگاه آزاد ساوه هم دستشويي هاي باحالي داشت! براي شركت تو يه همايش ديگر، در اين دانشگاه توقفي داشتم و روبروي سرويسهاي بهداشتي درب خروج اطراق كردم. خانمهاي سنگين و چادري وارد مي شدند و موجوداتي بيرون مي اومدند كه كاباره هاي قبل انقلاب رو به يادم مي آوورد. انگار عمليات جادو و سحر اون تو انجام مي دادند!!
پريروز علوم تحقيقات تهران (دانشگاه آزاد) بودم. تا دو سال قبل اين قدر گير نمي دادند! ولي حالا ... صفهايي طولاني از ناخن گير و استن به دستان! رو مي شه دم در ورودي خانمها ديد! يكي از دخترا رو ديدم كه براي اينكه به لاك ناخنهاش گير ندن، دستكش دستش كرده بود. ولي مجبور شد براي كنترل اونا رو در بياره و ... داد دانشجوهاي ورودي در اومده بود! جالب اينكه موقع خروج هم كنترل صورت ميگرفت. حتي به لباس خط دار يه پسر گير داده بودن! خدا رو شكر كه من خيلي خاكي رفته بودم!!
فكر مي كنيد اين داستان چه نتيجه اي خواهد داشت؟
