رفته بودم سايت آقاي مهرابي. لازم ديدم نكاتي رو تو كامنتشون بنويسم. اونا رو اينجا هم ذكر ميكنم.
خاتمي شعارهايي را داد تا مردم را به دنبال خود بياندازد. ولي نكته اصلي اينجاست كه همان مردم كه به اميد همين نظرات، خود را در سياست غرق كردند و از او حمايت كردند، آزادي و حق بيان و دموكراسي و رفتار عادلانه و دگر انديشي را به عنوان مطالبات خود ديدند. تا وقتي شكافي وجود نداشته باشد نسبت به آن كششي وجود نخواهد داشت!
ولي بعد از اينكه خاتمي دولت را تشكيل داد عملا مردم نه به آنچه مي انديشيدند، رسيدند و نه آنچه كه داشتند را توانستند حفظ كنند. البته در اين ميان نبايد نقش برجسته دوستان نادان جريان اصلاحات را ناديده گرفت كه با هدف قرار دادن اصولي ترين مباني نظام، در فكر تحول و تغيير بنياني بودند و همان حرفهايي را زدند كه اپوزيسيونها و نيروهاي طرفدار براندازي مي زدند. عملا خود را با آنها در يك راستا و مسير نمودند. شايد به روي كار آمدن اين طيف جديد از خواسته ها، برنامه اي از سوي بزرگان نظام بود تا حفظ نظام را با پاسخگويي به مردم در اين امور تضمين كنند. اصلاحاتيها ميتوانستند همچون جرياني آرام، ولي هميشگي نمود داشته باشند كه آرام آرام سطح توقع مردم را بالا برده و آنان را طالب اصلاحات واقعي گردانند و حرف خود را نيز بزنند. متاسفانه طالبان اصلاحات منحصر به قشر نخبه و روشنفكر و دانشگاهي شد. بسياري شكمشان پر بود و دغدغه نان نداشتند. چرا كه اگر در ايران نمي توانستند به حيات ادامه دهند، كشورهاي ديگر پذيراي آنان بودند. البته با تندروي برخي از همين تعداد نيز به شدت كاسته شد. نمي توان به همين راحتي تمام تقصيرها را به گردن خاتمي انداخت. گرچه در اين ميان بي تقصير هم نبود و با بي مديريتي خود سبب به روي كار آمدن اين گروهها و عدم مبارزه با اين جريانات شد.
حتي اصلاح طلبان با انحصارگرايي خاصي كه از رفتارهاي اقتدارگرايان بود، دايره اصلاح طلبي را محدود به اعضاي شاخص و تئوري پردازان آن طرف آبي و يا تازه بازگشته كردند و در اين ميان جوانان و دانشجويان تنها براي داد و قال و تحصن و تظاهرات و تخليه انرژي خواستها به حساب آمد. دايره مركزي اصلاحات، هيچ گاه به فكر نهادينه كردن مطالبات معنوي و انساني مد نظر خود در بين جوانان بر نيامد. خواست گندم بِدرَوَد و نه انسان پَروَرَد!
احمدي نژاد رئيس جمهور شده است. هر چه اصلاح طلبان بيشتر در جهت تضعيف وي بكوشند راه به جايي نخواهند برد. چرا كه محبوبيت او را نزد مردم بيشتر مي كنند.
بايد كاري كرد تا مردمي كه در دور دوم! وي را به اشرافيت ترجيح دادند،در موقعيتي قرار بگيرند كه به نماينده اصلاحات پاسخ آري دهند.
بايد دوباره مطالبات معنوي و ناشكمي را براي مردم توصيف نمود.
بايد جوان را با اصلاحات واقعي آشنا كرد؛ نه آنچه از ماهواره و اپوزيسيون مي شنود را اصلاحات بداند.
بايد از گذشته درس گرفت و در قدرت جست آنچه را كه ملت مي جويند؛ نه آنچه خود خواهيم!
آزادي انديشه با شكم خالي پاسخگو نيست. در نهايت غم نان، غم آزادي را به زنجير خواهد كشيد!
بايد به آنچه كه مردم براي جان و جوان دادند، انقلاب، احترام گذاشت.
بايد تمام اصلاح طلبان اتحاد اولي خود را به دست آورده و تصيمات نهايي را به طور يكسان اعلام كنند.
نبايد مانند بادبان پاره باشند كه باد تند تحجر بتواند آنان را به هزار تكه تقسيم كند!
بايد زورق شكسته اصلاحات را ناخدايي باشد تا اميد ساحلي باشد!!
* تأكيد بر مطالعه مطلب قبل! چرا كه مي خواهم بدانم نظرم تا چه حد منطقي و يا حقوقي است!
* براي علاقه مندان به جنگ http://web.peykeiran.com/new/articles/article_body.aspx?ID=7334 البته من ديدگاههاي نويسنده را تأييد نمي كنم. ولي اين هم يه نظره كه نويسنده خواسته با دليل حرفهاش رو ثابت كنه!
* زمان جنگ بعد از فتح خرمشهر، امام اصرار بر خاتمه جنگ داشت. ولي رفسنجاني به همراه همفكراني چون آقايان خامنه اي، صياد شيرازي و جنتي و ... خواستار ادامه آن بودند. طي جلسات متعددي كه براي قانع كردن امام داشتند، امام نظر فرماندهان و نظاميان را جويا شدند كه اين گروه با گرد هم آوري تعدادي از همفكرانشان، تأييديه خود را گرفتند. امام شرط كرد كه "اگر ادامه داديد، بايد تا آخرش برويد و همانگونه كه ادعا كرديد، تا فتح كامل بصره و به دست گرفتن ابتكار جنگ، پيش رفته و تا آن زمان هيچ عذر و بهانه اي قبول نيست."
بعد از طولاني شدن جنگ و عدم دستيابي به اهداف تعيين شده و افزايش تلفات ايران، آقايان به غلط كردن افتادند و در جلسه اي آقاي موسوي اردبيلي را كه فكر مي كردند به سبب سن و سال، احترام خاصي نزد امام دارد را، مسوول رساندن خبر شكست خود كردند. بعد از تمام شدن حرف موسوي تبريزي، امام نگاهي كرد و گفت: "از ديوار شما كوتاهتر نبود كه مأمور كنند؟! من آن موقع كه مخالفت مي كردم، اين ايام را مي ديدم؛ ولي شما مست قدرت شده بوديد و بيش از آن مي خواستيد." بعد هم آتش بس شد.
غرض از اين روده درازي ها، نه انكار بركات دفاع مقدس است و نه تقديس امام! ولي شما فكر مي كنيد اين بار اگر جنگ دوباره اي سر بگيرد، مردم جانشان را مي گذارند كف دستشون و جلو ميرن؟ يه جورايي الان هم مثل اون موقع است: قديميها مي ترسند از اينكه نتيجه اين كار شكست باشد و دخالت زيادي نميكنند. نيمي از جوانان ما هم كه مزه آسايش را نميفروشند به زخمه هاي تفنگ! عده اي ديگر هم براي قهرمان بازي و فخر فروشي و چشم و همچشمي بقيه ميرن. مي مونه چه كساني؟ چه كار بايد كرد؟ ديگه امام هم نيست! شايد هم اينقدر كه فكر مي كنيم جنگ بد نباشه! مي تونه مزايايي هم داشته باشه!
خدا بهمون رحم كنه!!
*درود بر آنان كه نسبت به محل زندگيشان، احساس تعهد مي كنند و سرنوشت وطنشان، جايي كه پذيراي پيكر نياكانشان است و خاكش حاصل استخوانهاي پدرانشان، برايشان مهم است.
* اين مطلب طولاني شد. ببخشيد. اگر مايل به مطالعه مباحث مطرح شده هستيد، آن را كپي و ذخيره كنيد تا در فرصت مناسب بخوانيد و نظر خود را هم به من بگوييد. ممنونم!
۱- تلويزيون ماهواره اي خيلي داره داد و قال مي كنه! من نمي دونم اگه نيت كروبي براي حزب اعتماد ملي و باقر خرازي براي حزب الله! و رضا خاتمي براي حزب مشاركت از تلويزيون ماهواره اي، اطلاع رساني به اصلاح طلبان است، چرا سعي نمي كنند حرفشان را در داخل كشور به كرسي بنشانند؟ اگر از يك وسيله ارتباط جمعي انتظار تأثير گذاري را داشته باشيم، بايد بتوان از تبليغات بهره برد. اين آقايان چگونه مي خواهند تبليغات خود را در كشوري انجام دهند كه اجازه تأسيس شبكه خصوصي را نداده؟ باز هم اصلاح طلبان دارند همان اشتباه انتخابات خود را مرتكب مي شوند. ملت ايران با تعدادي كه به ماهواره دسترسي دارند، برابر نيستند. طيف تأثيرگذار در جريانات سياسي در روستاها و شهرهاي كوچك استقرار دارند كه "صدا و سيما تنها رسانه قابل اعتماد آنها است" و ائمه مساجد به نام دين، تكاليف سياسي جديد برايشان مي زايند! http://www.baztab.com/news/29439.php
۲- فلسطين و عقب نشيني اسرائيل از نوار غزه! همون روز مطلبي در ارتباط با مشكوك بودن اين حركت نوشتم. الان هم مي بينيد كه چگونه مردم غزه، زير آتش روزافزون اسرائيل زندگي مي كنند؟ خدا كند مسئله ديگري مثل آزمايشات خاص پزشكي بر روي انسان، مطرح نباشد!
۳- هوگو چاوز گفته: "اگه آمريكا تكون بخوره نفت رو چنان گرون مي كنم كه نگو!" مي بينيد كه از چه موضع قدرتي با نيوزويك صحبت مي كنه؟ ايران ۲ سال آزگار ميره و مياد و اطلاعات ميده و خرج مي كنه كه دل اين و اون رو به دست بياره و مذاكره مي كنه و وعده وعيد مي ده و ... آخرش هم محكوم ميشه! http://www.baztab.com/news/29428.php
۴- انرژي هسته اي! من عقيده دارم دستيابي به حتي بمب اتم، حق ايران است! چرا كه براي دفاع از خودش و در دست گرفتن امنيت ملي به آن احتياج دارد. چون كره شمالي بمب داره، آمريكا ميره و منتش رو ميكشه و امتيازاتي رو هم ميده كه خواب آن براي خود كره ايها محال بود! اين هم كه تا الان آژانس به اين گونه دست دست ميكرد و حتي بعد از قطعنامه، وزير خارجه انگليس آمادگي براي مذاكرات دوباره را مطرح كرده، به سبب عدم اطمينان ۴ كشور از روند دستيابي ايران به قدرت هسته اي است. اين روند كه ۴-۳ ساله شكل نگرفته است! قبل از انقلاب و زمان شاه، ايجاد پايگاههاي هسته اي در برنامه ايران بود كه مراحل اوليه آن و برنامه ريزي تأسيسات و وسايل اوليه توسط همين ۴ كشور در همان زمان به پايان رسيده بود. آنها مطمئن هستند چون خودشان اينها را به ايران دادند. ولي از توانايي ايران در استفاده از آنها شك دارند!
اگر من بودم تمام حرفهاي آژانس را همان ابتدا مي پذيرفتم، بعد براي بازديد چنان آنها را تحت نظر ميگرفتم كه نتوانند كاري جز نظارت (مثل جاسوسكي!) انجام دهند! اين كه نظرها را به دو پايگاه اصفهان و نطنز جلب كرده اند، كار خوبي بود. مي توانند در پايگاههاي ديگر مطالعات كاربردي و عملي خود را كامل كنند! ولي نبايد وضع را به اينجا مي كشاندند. روحاني ۲ سال پيش گفته بود: "يك ماهه كار را تمام مي كنيم!" الان كساني در پشت پرونده هسته اي هستند كه از اين وضع نفع مي كنند! من عقيده ندارم كه اينها نقشه هاي ايران براي جنگ با آمريكا است! بعضي از صاحبنظران حتي محورهاي عملياتي و عملكرد كشورهاي موافق و مخالف را هم ارزيابي كرده بودند. ولي به عقيده من آنچه حكومت ايران در اين بين مي خواهد (حداقل افراد مهم و رده اول!) ثبات و امنيت است. وگرنه به مذاكرات بي معنا ۲ سال ادامه نمي دادند! جنگ در هر نوع آن منفور و مزوم است. هيچ انسان عاقلي نمي خواهد اقتصاد تازه پا و بازار نيمه جان مملكتش را قرباني اهداف فرضي رسانه هاي خبري خارجي كند. دفاع خوب است و حتي مي تواند مقدس باشد. ولي بايد براي ما بيارزد!
امروز شنبه است. نه مي خوام به خطبه هاي نماز جمعه امامي كاشاني بپردازم و نه از اتفاقات يك روزنامه ديگه و نه از هك شدن سايت وزارت كشور! اين دفعه مي خوام خبري رو از يه وزير الوزراي قديمي بنويسم كه تو دولت جديد هم موندگار شده! كسي كه بيشترين رأي اعتماد رو از مجلس هفتم گرفت. مجلسي كه ادعا داره بر اساس ساده زيستي و پاكي افراد قضاوت مي كنه!
قانون منابع طبيعي مي گه: "تا يك كيلومتر از حريم درياي كاسپين، ساخت و ساز ممنوع است؛ مگر براي ايجاد پارك و تفريحگاه و ... كه استفاده عمومي داره" اين آقاي وزير اسمشو نبر!! دو سال پيش محوطه اي به مساحت بيش از ۱۰۰ هكتار از اراضي ساحلي مازندران رو كلنگ زد كه "به نيابت از مردم مركز تفريحي و اكوتوريستي (توريستهايي كه به هدف ديدن مناظر طبيعي سفر مي كنند) ميسازيم" (عطف به مصاحبه با روزنامه جام جم كه متأسفانه از روي سايتش نتونستم براتون پيداش كنم و بذارم) بعد از گذشت ۵/۱ سال آگهي مزايده قطعات ۲۰۰ متري و ۴۰۰ متري اون رو تو روزنامه ها ديدم؛ اون هم با كاربري مجتمعهاي مسكوني، ويلا و پلاژ!
اينجاست كه بايد گفت:
متأسفم براي كميته تحقيق و تفحص مجلس و ديوان عدالت اداري كه ادعاي خدمتگزاري و تفحص دارن!
متأسفم براي مجلس كه نميدونم با چه تباني و نيت خداپسندانه اي!! دوباره به اين آقا رأي اعتماد داد!
متأسفم براي مردم زحمت كش شمال كه بايد اين چيزها رو ببينند و باز هم زير خط فقر دست و پا بزنند!
متأسفم براي نماينده هاي بيغيرت مازندران كه شايد خودشون هم تو اين هكتارها سهيم باشند!
متأسفم براي مملكتمون كه اينجوري داره تو دست يه عده خاص قاچ قاچ، مي چرخه و صداش در نمياد!
متأسفم براي دولتي كه وزير درجه اولش اين چنين است!
متأسفم براي خودم كه اينها رو مي دونم ولي دستم به هيچ جا نمي رسه!
متأسفم براي شما كه هر چند وقت يك بار تو اين وبلاگ مطالبي رو مي خونيد كه سياسيند و ترسناك و بعدش ميترسيد؛ چون مي فهميد كه تو يه گوشه از مملكتتون چه مي گذره! چون اونايي كه تو دنياي واقعي اين قدرت رو دارند كه فرياد بزنند و از خاكشون در برابر دشمنان داخلي دفاع كنند، كمند. چون تو واقعيت اونايي قدرت دارند كه قدرت دارند! اونايي كه اگه صدايي بيرون بيايد، حنجره را مي برند! اونايي كه ...!!
به خدا اگه يه كشور ديگه، مملكتمون رو پاره پاره ميكرد، اينجوري دلم نمي سوخت!
من فقط براي اين از سياست مي نويسم كه يه جايي باشه تا اون چيزايي رو كه مي دونم و فكر مي كنم درسته بنويسم. همين! خواننده ها نترسند.
مسووليت مطالب اين وبلاگ بر عهده من است!
