سلام.
ديروز دوستي نوشته بود "از خبرت ميشه فهميد كه هيجاني شدي و ...". آخه بنده خدا! تا حالا خبرا رو ديگران به ما مي دادن و ماها فقط حسرت مي خورديم و آه و فغانمون به آسمون بلند مي شد كه "مملكت از دست رفت!"؛ حالا ماها يه خبر دست اول براتون آوورديم و داريم هنوز هم ادامه مي ديم. خداييش اگه مي دونستي با چه جنگولك بازي وارد چه مجموعه اي شده ام؟!؟!؟! اونوقت مي دونستي دارم پا رو دم شير كه چه عرض كنم! فعلاً رو دم بچه موشا مي ذارم.
بابا! منو درك كنين!!
يه خبرايي دارم از روزنامه جام جام كه حتي در مواردي كه بقيه اظهار نظر مي كنن، با سياست محافظه كارانه اي تو صفحه دوم اشاراتي كوچيك رو مي چپونه. سردبير يكي از بخشهاي اصلي اين روزنامه از وقتي كه شايعه بركناريش قوي شده، حتي از تأييد يك مطلب كوچيك كه به دولت مربوط مي شه، سرباز ميزنه. به عنوان مثال تلفنايي كه از شهرداري منطقه شون مي نالن، فعلاً فيلتر شده اند! حتي گزارشي از برخي دخالتهاي ارگانهايي چون سپاه در زمين خواري هاي مازندران و اعتراض به آسفالت نشدن معابر شهر سنندج هم با مانع برخورد كردن! ببين ديگه چه خبره! تازه! يه خبرنگار مازندران رو هم به اتهام اينكه قبلاً مشاركتي بوده، از روزنامه به طرز مفتضحي بيرون كردند.
فعلاً تا همين جا بسه! تا ببينم امروز ديگه چي دستم مياد و در عرصه روزنامه هاي ايران چه مي گذرد! فقط بگم كه مراقب خودتون و حركات و سكناتتون باشين.
روزگار غريبي ست نازنين.......!
در ضمن بعداً، يك جا جواب همه محبتهاتون رو ميدم. آخه سرم شلوغه! درك مي كنين ديگه!!
بعضي وقتا بايد براي يه چيزايي از چيزاي عزيزت كمي فاصله بگيري! بنابراين تا پايان اين كارآگاه بازيها، عذرم را بپذيرين.
همين جا هم از همه عزيزاني كه كامنتهاشون رو خوندم و استفاده كردم، تشكر مي كنم.
ببخشيد كه يه مدت نبودم. آخه همزمان با آخرين تحركات دولتي، دارم راجع به يه سري مسائل فضولي مي كنم. الان هم بدو بدو اومدم تا آخرين خبر رو بدم.
از روزنامه ايران (روزنامه منتسب به دولت) خبر رسيده كه اعضاي اصلي آن در حال بازخريد خود با سه ماه اضافه هستند. اين حركت آنان دقيقاً مشابه عملكرد روزنامه همشهري در زمان گروه عطريانفر است. در آن موقع هم دار و دسته عطريانفر به موازات آخرين حضور خود در اين روزنامه، دست به تخصيص بودجه هاي هنگفتي به خود زدند. به طوريكه خود آقاي عطريانفر ۵۰ ميليون نقداً به حساب خود واريز كرد. البته با گذشت يك هفته همين آقاي احمدي نژاد خودمون كه آمد، ۴۰ ميليون آن را پس گرفت و بقيه داده ها را نيز به خزانه شهرداري باز گرداند.
نمي دونم كه آيا مي تونم اين اطلاعات كسب شده رو كه تماماً مستند است و به دنبال دلايل ديگري هم مي گردم، را به مسوولي بگويم يا نه؟ حتي نمي دونم كه اين مسوول چه كسي مي تونه باشه! ولي فقط اين رو مي دونم كه درست است كه دولت قبل، دولت اصلاحات بود؛ ولي عملاً مديران آن از هر انحصار طلب و اقتدارگرايي برتر بودند! مگر مي شود يك اصلاح طلب واقعي، بيت المال ملت را براي شخص خود اختصاص دهد؟ آيا اين پستي نيست؟؟
تا تموم شدن كارآگاه مارپل بازي، يه ذره كمتر ميام سراغتون؛ ولي اگه اطلاعات جديدي كسب كردين، حتماً من رو هم در جريان بذارين.
