بلبشو در شهرداري را چند وقت پيش گوشزد كردم؟؟؟ ببين چي شده كه سر و صداي كيهان هم دراومد!

نيمه دوم از راند اول! سر و صداي اين مرگ بر منافق هنوز تو مجلس نخوابيده! مي بينيد چقدر مهم است! نمايندگان ما و شما امروز در صحن علني مجلس مي افتند به جان هم. آقاي حداد هم مي گه: "ايشون تعادل رواني نداشته" چه جور است كه فقط معترضين به مخالفان نمايندگان بايد توهينها و تحقيرها را تحمل كنند؟؟؟ چرا هميشه نامتعادلان رواني در بين موافقان و گروههايي است كه تا بوده و بوده اصل را بر تخريب افكار مخالف گذاشته اند؟؟؟ چرا نبايد وزيري مخالف داشته باشد؟ آيا اين امر دليلي بر درست بودن عملكرد وي است؟ يا مخالفان مي ترسند به سبب فشارها و تهديدها و شانتاژها امنيت جاني و رواني و مالي آنان به خطر بيافتد؟؟
جالب اينكه حداد يه كار جديد مي كنه كه خيلي بدم اومد. آقا مي گه "وقتي كه زمان اظهارات مخالفان تمام شده، حتي اگه از مخالف ديگه اي هم وقت اضافه گرفته اند، بايد حرفشان را تموم بكنن و دوباره بعداً بيان بالا!!" خدا وكيلي اگه شما باشيد فكر مي كنيد حتي به زحمتش بيارزه كه تا اون بالا بري؟؟ تا چه برسه كه دوباره حرفهايي را كه ناقص مانده كامل كني!! تازه! نوآوري جديد ايشان هم گل بود كه به سبزه آراسته شد! امروز برخي از وزراي پيشنهادي مخالف نداشتند. درعوض تا جايي كه جا داشت، موافقان رفتند بالا و وقت ملت و امت و صدا و سيما و ... را گرفتند كه خودشيرينيهايشان كامل شود!! شاهي عربلو تذكر داد و حداد هم از همفكري هيات رئيسه مبني بر قانون جديد سخن گفت.
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=221133 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8405310088 http://www.ilna.ir/shownews.asp?code=225076&code1=11
از اون طرف نورالدين پيرموذن هم اعتراض كرده كه مثل اينكه قراره موافقان وزرا بازي "من مخالفم.من مخالفم" رو در پيش بگيرن. اينجوري مردم نمي گن كه كابينه از پيش تعيين شده بوده! بابا! من يه پيشنهاد دارم. به جاي اين همه وقت و نيرو و هزينه كه براي اين جلسات صوري مي ذارن، نماينده ها برن تعطيلات تا مردم يه نفس تازه بكشن!
تا الان نيمه اول راند اول موش و گربه بازي در خانه ملت! به پايان رسيد. فكر كردن هيچ كس نمي فهمه چه توافقات پشت پرده اي صورت گرفته!؟؟! تا به حال نمي خواستم راجع به كابينه به صورت مشخص چيزي بنويسم؛ ولي مگه ميذارن آدم سرش به كار خودش باشه؟؟ به حرفهاي احمدي نژاد هيچ كاري ندارم؛ چون نوشته مشاوراني بود كه چپ و راست براي آقا تعيين تكليف مي كنن! نميشه كه هويجوري!! مملكت رو داد دست يه بي تجربه كه اداره اش كنه و براي مردمش حرف بزنه!!!
وسط حرفاي رحماني يه تماشاگر!!(به نقل از حداد! مثل اينكه مسابقه فوتباله!) داد زد: مرگ بر منافق!! سريع اونو بيرون بردن؛ البته كجاش رو ديگه من نبودم كه بتونم براتون بگم، (خدا كنه كه گم و نيست در جهان نشه!!) افروغ ميگفت:"كجا اين دولت با مجلس همفكري كرده؟ به كميسيون فرهنگي هيچ مراجعه اي نشد ..." مثل اينكه آقا ناراحته كه چرا باهاش مشورت نشده!! سبحاني ساختار اقتصادي رو زير سوال برد. قراره دولت ۷۰ ميليوني اجالتاً سر هر سفره يه پيت نفت بذاره تا بعد! اينكه وزارت كشور دست اطلاعاتيها باشد، صحبتهايي شد و گفتن: "يه وقتي دوباره تاريخ تكرار نشه!" جاي ديگري هم مخالفها، اشاراتي به اشتباهات صورت گرفته در زمان مشروطيت و ملي شدن صنعت نفت كردن و ...
من قبول دارم كه بايد به جوانها اجازه داد تا بتوانند فارغ از ترسهايي كه مديران باتجربه در دل آنها مي اندازند، فعاليت كنند و نوبت جوانترها هم شود. قبول دارم كه اصلاحات فاقد مديران جوان كارآمد و تئوري پرداز بود كه بتوانند خود را در وزارتخانه ها تثبيت كنند. ولي مي خواهم به يك نظر اشاره كنم. "رسيدن افراد و جناحها به قدرت بايد از پايه شروع شود. فعاليت كنند، زحمت بكشند و ... تا نمايندگاني به مجلس و سپس كابينه وزرا و ساختار دولت و ... بروند..." اين حرفها را امام ميزد؛ اون هم ۲۵ سال قبل!!
من هم از دست مديراني كه پشت ميزهايشان چسبيدن، خورده ام كه "تو تجربه نداري". مي دانم كه چقدر سخت است وقتي اجازه نمي دهند حتي فكرت را عملي كني!! ولي بعضي از اين آقايان خدا وكيلي خيلي با وزارت فاصله داشتند. اگه راست مي گوييد و مي خواهيد جوانگرايي كنيد، بهاي آن سر در گمي مردم در اداره ها نيست!! ميشد به راحتي جوانترها را در سمت معاونت وزير به كار گرفت تا هم كار ياد بگيرند و هم اينكه كشور با مديران مهجور باتجربه دلسوز روند عادي خود را طي كند. تا آقايان بخواهند با ساختار وزارتخانه هاي خود آشنا شوند و راه دستشويي آن را ياد بگيرند، چه اتفاقي قرار است براي مردم بيافتد؟؟؟ غير از اين است كه همان نيروهاي قديمي كار خود را ادامه مي دهند؟ غير از اين است كه حتي اگه وزير مربوطه آدم خوبي باشه، تا بخواد مديران زير دستش را رام خود كند، چقدر بايد بگذره؟ نمي تونن كه همه را بيكار كنند!! آخرش تف سر بالاست!
امروز چون شنبه است و روز اول كار، من هم ۲ تا وبلاگ مي نويسم.(اگه تا آخر روز بيشتر نشه!)
توجه: فلسطين مسئله مهمي است. نه از اون نظر كه در قانون اساسي ما نوشته "وظيفه جمهوري اسلامي حمايت از مظلوم است" و نه اينكه عده اي از ايرانيان دربند اسرائيليها هستند و نه به اين خاطر كه اوايل انقلاب و در بحبوحه جنگ هم ما انتفاضه را فراموش نكرديم و حتي با اعزام نيروي انساني و تسليحاتي و اقتصادي قصد ياري رساندن به مظلومان را داشتيم. حتي به اين خاطر هم نيست كه ماها اصولاً يه جورايي فلسطينيها رو دوست داريم كه دلايل تاريخي زيادي داره. فقط براي اين مي خوام در اين وبلاگ به فلسطين بپردازم كه كشوري داراي انسانهايي از اديان مختلف است و دولتي!! كه به يك قلمرو آمده و بدون در نظر گرفتن مشروعيت (كه مستقيماً از رأي ملت!! كسب ميشه)، به اعمال زور و حاكميت پرداخته و آزادي بيان و انديشه و دين حرفهايي گزافند. به همين دليل بر اساس علم سياست، من نمي توانم به اسرائيل، صفت رژيم يا حكومت را بدهم. ولي بيش از ۵۰ سال آدم در آن سرزمين كشته شده و هيچ كس پاسخگوي آن نيست. بيش از ۵۰ سال سرزميني بر زير چرخهاي زنجيري تانكها له شده.
و به همين دلايل است كه به عقيده من، اين عقب نشيني نابهنگام اسرائيل از نوارهاي غزه، مشكوك به نظر مي رسد. اسرائيل مدتهاي مديد از سرزمين موعود! فقط با زور وادار به عقب نشيني شده بود. جنگيده بود و تلفات داده بود. قدرت نظامي و مالي آمريكا را با خود داشته و دارد. بمب اتمي دارد. هر كوفت و زهرماري كه به ذهنتان برسد، از رسانه هاي جهاني گرفته تا هنرهاي هفت گانه را تحت سلطه دارد. تعجب من هم از همينهاست. مي خواهند جهان را خر كنند! اين يك واقعيت است.
در كرانه باختري ۲۲۰ شهرك، ۱۹۰ هزار يهودي اسرائيلي را در بردارد. ۲۱ شهرك نوار غزه با ۸۵۰۰ نفر يعني چند درصد؟؟!؟ بله، جاي خوشحالي دارد. ولي بيش از آن بايد نگران بود. آيا اسرائيل مي خواهد يك آزمايش انساني كند؟ آب، خاك، هوا، كجاي اين سرزمينها را آلوده نموده؟ مي خواهد ساكنان جديدي اين منطقه را در يك زمان مناسب به هوا بفرستد؟ ازش اين كارها بعيد نيست.
از سوي ديگر وزير امور خارجه اسرائيل گفته: "در صدد عادي سازي روابط با ۱۰ كشور عربي و اسلامي هستيم. همانطور كه تاكنون با مصر، اردن، موريتاني، تونس، مراكش، قطر و عمان رابطه داشتيم." اين به معناي ايجاد تفرقه بين كشورهاي اسلامي است. اين امر ميتواند براي اقدامات احتمالي آتي اسرائيل لازم باشد. چرا كه اگر ايران بخواهد سلاحهاي هسته اي را در دستور كار خود داشته باشد، اسرائيل براي كنترل اين كشور شايد نياز به حمله نظامي داشته كه بنابراين دريافت اجازه پرواز از آسمان كشورهاي همسايه ضروري است. بماند كه پايگاههاي تركيه و هند برايش آماده اند.
دليل ديگر حرفهاي وزير امور خارجه اسرائيل، از بين بردن و تعديل تهديدات سه جانبه دروني، سنتي و بيروني است. با شيوه جديد عقب نشيني موضعي و برقراري ارتباط، تا حدودي مي تواند اين معضلات را تا حدي كاهش دهد.
حالا ببينيد من كي گفتم حرفهام رو! تاريخ نشان خواهد داد كه كدام يك از تحليلها صحيح خواهند بود!
شنبه فرداي جمعه است. روزي كه در ايران خيلي خبرا هست ولي روزنامه اي نيست تا به آنها بپردازد! بنابراين عملاً حجم بالايي از اطلاعات براي شنبه ها مي ماند. عجب شنبه هاي دوست داشتني براي اصحاب روزنامه!!
خاتمي رفته بود مشهد. اون هم با هواپيماي عادي! (ما تا حالا فكر مي كرديم با الاغ مي رن مشهد!). بعد براي ملت سخنراني كرده كه: "عده اي تحت نام راه امام، به نابودي آرمانهاي ايشان كمر بسته اند." و "آنهايي كه دمي با امام سر آشتي نداشتند، كمر به نابودي انقلاب بسته اند." و "آنان كه در زمان امام، انقلاب را انحراف مي ناميدند، امروز ابزارشان خشونت و تهمت و ترور شخصيت افراد است. "در نهايت هم به اين نتيجه رسيده كه: "اين جريان مقابل رهبر معظم انقلاب خواهد ايستاد."!
خاتمي ديگه رئيس جمهور نيست. مسلماً بيش از من و شما هم از پشت پرده سياست خبر داره؛ ولي چرا بيشتر توضيح نداد؟ اثر تهديد همون اهرمهاي فشاري است كه عده اي مي گفتن متصل به راستن و برخي مي گفتند كه اينها طرفداران افراطي اصلاحات و دشمنان به ظاهر دوست و سينه چاكا نمدعي اصلاحات و طرفداران براندازي حكومت و تغيير ساختار حكومتي و ... هستند؟ از چي مي ترسه؟ داره ملاحظه چه گروه و جرياني رو مي كنه؟ از اين ترس هميشگي خاتمي چه هنگام رها خواهيم شد؟ كسي كه با رأي مردم وارد نظامي حكومتي شد كه ۱۵- ۱۰ سال در دست افرادي اقتدارطلب و انحصارگرا بود؛ كسي كه چشم و چراغ مردم شد و چه شبها و روزها كه مردم، همين عوامي كه ادعاي حاكميت بر آنها مي رود، براي مظلوميت و اشكهايش، گريستند. خاتمي اگر بخواهد مي تواند دودمان بسايري را بر آب دهد. اما اگر بخواهد!!!
خاتمي! ما هنوز هم دوستت داريم. اما اين دوست داشتن ديگر مشروط شده است. هشت سال... دو دوره ۴ ساله اي كه هيچ چيزش به ديگري نمي ماند؛ الا محافظه كاري هاي خاتمي كه جان ما را بر لب آورد. خاتمي حتي نخواست در آخرين روزهاي رياست جمهوري اش يك كار + انجام دهد و جريان اصلاحات را كه به قول حجاريان تا به حال "سر" نداشته، رهبري كند. به نظر من شكست اصلاحات در انتخابات نهم و رفتن به حاشيه، دلايل بسياري داشت كه خاتمي مي توانست با درايت "سر" اصلاحات شود و پيروزي را براي دوستان خود به ارمغان بياورد. نمي توانست معين و مهرعليزاده و كروبي را يكي كند؟ نمي توانست پيگير تخلفات انتخاباتي باشد و كروبي را كه با هم در يك مجمع بودند، بي پناه رها نكند؟ حداقل مي توانست جلوي ريخت و پاشهاي مديرانش را بگيرد! مديراني كه مي دانستند حداقل تا ۴ سال آينده بايد با بساط بچاپ-بچاپ خود خداحافظي كنند، فرصت مطالعاتي، اعزام به خارج، بستن قراردادهاي مغرضانه را فقط و فقط براي تأمين اهداف مادي خود! در دستور كار قرار دادند. كارمندان طفلكي هم بين آسمان و زمين معطل، تا روساي بزرگ چه امر نمايند! ملت سرگردان هم ترجيح دادند به جاي دويدنهاي بي خود از پله هاي ادارجات، به خانه هاي خود رفته و بنشينند تا صبح دولتشان بدمد! اي بيچاره ما.....!!!
يكهو دلم براي خودم سوخت!
مي خوام امروز راجع به مصاحبه دكتر رئيس دانا تو روزنامه شرق بنويسم.
ديروز رفتم به وبلاگ زيتون و شبح. من رئيس دانا رو خيلي دوست دارم. چون از اون كساييه كه مونده تو مملكتش و روي خاكش داره حرفا و اعتقاداتشو مي گه. تاوانش رو هم پس ميده. اما نمي خواد اينجا رو بذاره و بره اونور آب و زير آب همه رو بزنه و آب بريزه تو هاون يه عده اي. اولش فكر كردم وبلاگ شبح شايد اشتباه كرده. چون يه چيزايي از قول رئيس دانا نوشته بود كه فكر نمي كردم حرف خودش باشه. مثل اينكه رئيس دانا زده بود زير اينكه كروبي رو تو انتخابات تأييد كرده بود و اونو گزينه مناسبتري نسبت به بقيه معرفي كرده بود. اين وبلاگ رو مي نويسم نه به حمايت كروبي يا براي كوبيدن و زير سوال بردن رئيس دانا! فقط براي اينكه حقيقت رو گفته باشم. بازم تأكيد مي كنم من به دكتر رئيس دانا ارادت خاصي دارم. چون مي دونه دنبال چيه و از اول يه هدف مشخص داشته و داره.
آقاي رئيس دانا! شايد يادت بياد موقع انتخابات يه نفر مهم از ستاد كروبي اومد به ديدنت! شايد يادت بياد كه ميثاق نامه كروبي رو خوندي و نكات اقتصادي اونو بررسي كردي! شايد خاطرت باشه كه گفتي: "بين كانديداها، اول اصغرزاده و بعد كروبي، بهترين برنامه اقتصادي رو دارن."
استاد! شما اقتصاددان سوسياليستي و برنامه كروبي هم سوسياليستي بود. شما از انحصارطلبي بدت مياد و نامه كروبي رو به هاشمي شجاعت دونستي.
يادت مياد براي خووندن برنامه هاي كروبي شرط گذاشته بودي كه اگه راجع به زرافشان حرفي زد و دفاعي كرد، قبولش كني؟
ديگه نمي خوام بگم كه نوار ضبط شده صدات، هم در ملاقات با فرستاده مهم كروبي و هم در زمان بررسي برنامه هاي كروبي هنوز موجود است! خيلي راحت است كه اوني رو كه مي شناسم، بخوامش و فايل صوتي اش رو براي همه اونايي كه دوست دارن! بذارم. من نمي خوام از اون چيزايي كه خبر دارم، سوء استفاده كنم، ولي لازمه بعضي وقتا آدما بدونن چه چيزي رو در چه موقعي گفتن و بهش پايبند باشن. اون هم شما كه هميشه اصلاح طلب واقعي بودين. نه مثل بقيه كه چپيدن تو سوراخ و ديگه صدايي ازشون در نمياد!!!
خبر جديد رو شنيديد؟محمدرضا رحيمي، رئيس ديوان محاسبات کشور يك سري تخلفات نجومي دولت را فاش كرد. مثل اينكه بعد از قوه مقننه، نوبت قوه مجريه است كه پته هاي مديرانش روي آب ريخته بشه.
تذكر: ارقام ذكر شده به تومان هستند!
11 هزار ميليارد تخلف يک وزارتخانه در برنامه سوم توسعه +817 ميليارد تخلف بخش آرد و نان +400 هزار تن گندم گم شده +60 هزار تن برنج مفقودي +500 ميليارد سود دلالها به علت وضع قانون تثبيت قيمتها +معاف از ماليات يک مؤسسه فرهنگي با 18ميليارد درآمد در سال 81 با مديريت فردي تودهاي! +هفت هزار سکه طلا هديه غيرقانوني وزير تعاون +وام هاي گرفته شده از صندوق ذخيره ارزي، براي خريد سوئيس زمين و ويلا + حقوق سه برابر کارمندان سازمان مديريت و برنامهريزي +ريخت و پاشهاي مؤسسات و شرکتهاي نفت و ... = احتمالاً نياز كشور به يك دنكيشوت مانند زورو و رابين هود و كماندار نوجوان و ...!!!
رحيمي گفته دولت خاتمي جهت كسب محبوبيت بيشتر و نمايش دستاوردهاي خود قصد داشت 25 صدم درصد اعتبارات جاري کشور را (=137 ميليارد) بودجه بگيرد كه اين پسر شجاع! قاطعانه ايستادگي كرده است!
مجبور شدم ماشين حساب در بياورم و حسابي به اين ارقام نگاه كنم: بنا بر گفته رحيمي اعتبارات جاري كشور ۵۴۸۰۰ ميليارد است. (به دليل بزرگ بودن رقم، از خواندن آن معذورم!)
اگر از اموالي چون خانه و ويلا و ارقام مربوط به حقوق كارمندان سازمان مديريت و معاملات سودآور شركت نفتي ها (كه حتماً اقا خجالت كشيده اند مبلغ درست را عنوان كنند) بگذريم، به رقم ۷/۱۲۴۷۸ ميليارد ميرسيم.(باز هم به دليل بزرگ بودن رقم، از خواندن آن معذورم!)
فقط جاي شكرش باقي است كه تنها يك چهارم بودجه مملكت از دست رفته و بقيه اش مانده!
اين وسط من در عجبم كه اين آقا براي چي تازه يادش افتاده دور و برش داره چي مي گذره. شايد ايشان هم اهداف يه حزب جديد رو دنبال مي كنه كه تو دولت جديد يه جايي رو بگيره! شايد هم خواب بوده و يكهو بيدار شده و ترسيده كه اين كمبودها خر اون رو هم بگيره و آش نخورده؛ دهن سوخته (البته انشاءالله)! شايد هم خواسته يه عده رو خراب كنه و با بازيهاي خاص سياسي از گردونه حذفشون كنه! ممكن هم هست كه هيچ كدام نباشد. خوابنما شده و به راه راست هدايت شده و توبه نصوح كرده و براي طلب مغفرت به دست و پا افتاده!
خدا بخير كنه تا آخر سال را كه قراره هر هفته از اين نوع پسر شجاعها! سبز بشن و كاسه كوزه يه عده رو به هم بريزن!!
شنبه تون بخیر! آقا! شنیدین که قراره بهترین شهردار جهان رو انتخاب کنن و محمود آقای ما و ریاست جمهورمون رو هم به عنوان شهرداریچی گذاشته ان جزو نه شهردار برتر؟ تا الان رئیس جمهور سوم است پس پیش به سوی سایت www.worldmayor.com و رأی بدیم به ایشون. البته ناگفته نماند که باید دست اندرکاران برگزاری این فستیوال رو حسابی ادب کرد و از قبل براشون پیش شرط گذاشت که اگه محمود آقا برنده شد، آستینای پیراهنی رو که قراره به برنده بدن، رو باید بلند کنن؛ یعنی به نوعی اسلامی اش کنن! لازم هم نیست که جنسش از نوع عالی باشه. هر چی باشه "المفتٌ کوفتٌ"!
جلسه مشترک مشارکتیها و نهضت آزادی ها برای تشکیل جبهه نو رسیده دموکراسی خواهی (البته هنوز نمی دانیم دموکراسی مورد بحث از نوع غربی است یا شرقی!)، برگزار شد. کجا؟ ستاد انتخاباتی مصطفی معین!!!! به خدا خودشون گفتن! شاید کسی به آقای معین نگفته انتخابات تموم شده، شاید هم ایشان خودش رو برای انتخابات بعدی آماده می کنه و ترجیح داده فعلاً سنگر رو حفظ کنه. نمی دونم چه قدر پول این ستاد میشه؟
تهران هم همچنان بلا تکلیف است و رفتگر محله مون از این وضعیت سوءاستفاده کرده و هر شب از ما شبانه (به جای ماهانه)!! می خواد. آخه می دونین؟ آقایون منتظر اسامی نهایی کابینه هستن! مسلمه که وزارت و معاونت خیلی آب و نون دار تر از یه شورای الکی است! بعدش هم اگه کسی بخواد کاندیدای شهردار شدن بشه، باید از شورا استعفا بده. معلومه که آقایون تو این بلبشوی دولت جدید اصلاً حاضر به ریسک نیستن! مخصوصاً با این وضع تق و لق ادارجات که تنها قربانیش مردم است!
نمازجمعه دیروز رو دیدین، شنیدین؟ اگه هم که رفته بودین، که دیگه هیچی! نماینده مشهد -فاکر- حزب و روزنامه رو دو انگشت زاید نظام دموکراسی غرب اعلام کرد که برای به کارگیری آنها در نظام اسلامی باید به گونه ای مانند: ذبح اسلامی، تطهیر، خاک مالی کردن، شستن با آب (که البته مصداق عین نجاست هستن و نتیجه ای نداره!) اونا رو اسلامی کرد. روشهای دیگر تطهیر هم قابل قبول است! آقاجان! ما باید تفکر و نگرش رو مد نظر داشته باشیم؛ وگرنه اینا مثل چاقو می مونن که در دستان زنگی مست می تونن خطری باشن!میشه باهاش انگشت مردم رو هم قطع کرد و قتل زنجیره ای...