تبليغاتX
ققنوس
ققنوس
درددل نامه

قارچ خوب حزبی؛ راهی به سوی دموکراسی!

احزاب جدید هر روز مثل قارچ دارن از زمین بیرون میان. البته می دونین که قارچ هم نوع خوب و بد داره!

می توان گفت بیش از نیمی از کاندیداهای انتخابات نهم ریاست جمهوری و طرفداران آنها در صدد به راه انداختن یک حزب، تشکل، جبهه، ائتلاف و ... هستند. کروبی که در پیشاپیش همه قرار دارد، حزب اعتماد ملی را با روزنامه، مجله، هفته نامه و نیز شبکه تلویزیونی خصوصی (احتمالاً همون چیزی که صدا و سیما با تصورش، طنز ۵/۳ را درست کرده)، داره بالا می بره. ناگفته نماند الیاس حضرتی از سال پیش و دقیقاً تاریخ ۱۲/۱۲/۱۳۸۳ به مهر نیوز گفته بود در صدد به راه اندازی حزبی به نام اعتماد ملی است! اصلاً فکر نکنین این حزب همون حزب کروبیه، ها! درسته حضرتی عضو شورای مرکزی حزب کروبیه و احتمالاً به دلیل مدیر مسوولی روزنامه اعتماد قراره همین روزنامه کروبی بشه، ولی اسم این حزب با یک فراخوان عمومی و بررسی! نزدیک به هشتاد نام پیشنهادی به روشی کاملاً دموکراتیک! انتخاب شد!!؟

قالیباف هم که گفته بود می خواد یه کارایی بکنه. مشارکتی ها و نهضت آزادی ها و کلاً دار و دسته حجاریان و خاتمی برادر! میخوان جبهه دفاع از حقوق بشر و دموکراسی خواهی راه بندازن.

هاشمی رفسنجانی بهرمانی ها!! هم بیکار ننشستن و گفتن حتی جلسه اول این ائتلاف رو تشکیل دادن.

زواره ای هم هفته پیش خبرایی از یه حزب جدید داد. توکلی هم با اعلام نارضایتی های خود از وضعیت موجود، گفته طرفدارانش رو به زودی جمع می کنه و ... .

نتیجه: ایران به سمت دموکراتیزه شدن پیش می رود؛ چرا که تشکیل احزاب و به وجود آمدن ارگانهای مختلف با نظرات متفاوت می تواند برای کشور و تعالی آن مفید واقع شود. البته به شرط این که کاملاً از خطر تفزق با خبر باشیم و حواسمان را جمع کنیم. آن چیزی هم که برای ما باید مهم باشد، ملت ایران و ایرانیان هستند، نه منافع شخصی و رسیدن به قدرت جهت ارضای نیازهای حزبی! آنچه که تاکنون معدود احزاب موجود به این ورطه افتاده اند. احزاب خارج از حکومت تنها با جلب اعتماد مردم، می توانند به یک قدرت تأثیرگذار خارج از حکومت تبدیل شوند. این امر هم با ساماندهی ارتباطات جمعی کنونی و استفاده از تمام امکانات موجود ممکن می گردد.

نوشته شده توسط قاصدک در ساعت 12:58 | لینک  | 

تقابل خبرنگار واقعی و کذایی!

تیتر بندی روزنامه شرق یادتون میاد؟ تقابل تحلیف احمدی نژاد با وبا! امروز روزنامه صدای عدالت در صفحه اولش تقریباً یه همچین کاری رو تکرار کرده. خدا هر جا استاد انقلاب اسلامی و ریشه هایم هست، سلامت نگه داره! همیشه می گفت: "وقتی می خواید روزنامه بخونین، خیلی دقت کنین. خبرها باید با یه خط و یک حاشیه از هم جدا بشن، عکسهای مرتبط با هر خبر باید دقیقاً در کنار خبر و به طور مجزا از بقیه باشن و ..." . اون چیزی که بر روی صفحه نخست این روزنامه دیده میشه دو عکس است: در بالا یه عکس از وبا، پایینش "وبا رو به افزایش است"، زیرش یه عکس از احمدی نژاد و بعدش هم تیتر مربوطه. بدون هیچ مرزبندی خاص!

بعد اونوقت بگیم ما مطبوعات بیشتری می خوایم! آقا جان! اول بیایم همینی رو که زاییدیم خوب بزرگ کنیم بعد به فکر ازدیاد نسل بیافتیم! به جای اینکه همه دارن می گن مطبوعات باید زیاد بشن و ...، من می گم لازمه اول کیفیت خبرها و روزنامه ها و تحلیلها و روزنامه رو بالا ببریم تا بعد! همه برای من خبرنگار شدن! انگار در این مملکت قحط الخبرنگار است! البته خبرنگارای حرفه ای از من نرنجن. من از دست اونایی حرسم در میاد که برای وقت گذرونی و هیجان خبر و احتمالاً دستگیر شدن و اوین به ملاقات گنجی و ... رفتن رو مبنای کارشون قرار دادن. اسم همه خبرنگارا رو بد در بردن. خبرنگاری شده یه ابزار برای بی حرمتی و بیش خواهی و بی قانون عمل کردن یه عده خاص. واقعاً متأسفم برای جامعه ای که هنوز مطبوعات دولتی - و تماماً دولتی!!- خود رو نتونسته با همت یه عده خبرنگار خبره، سازماندهی کنه.

تازه دو قورت و نیممون هم باقیه که اله بله و جیم بله! ما مطبوعات خصوصی می خوایم!

نوشته شده توسط قاصدک در ساعت 11:58 | لینک  | 

براي اين، چه ها كردند!؟!؟

بدون شرح!

نوشته شده توسط قاصدک در ساعت 17:54 | لینک  | 

چشم!

در راستای سیاست خصوصی سازی زندان "عادل آباد" شیراز به بخش خصوصی سپرده شد! زندگی مردم که ارزش این حرفا رو نداره بابا! بیخیال!

احتمال تحصن اعضای دفتر تحکیم برای گرفتن مجوز نشستهای خود در دانشگاه زیاد شده. من نمی دونم دولت بی مخالف و حکومت مطلقه آیا به جایی می رسه یا نه؟ ولی قطعاً الان دیگه مردم گاو نیستن (با عرض پوزش از مردم! چون اونا واقعاً اینجوری فکر می کنن). دیگه نمی شه به بیست - سی سال قبل برگشت که هر چی می گفتی چشم بسته می گفتن: "چشم"!!

خون شهید مقدس داره دامن خیلیا رو آلوده می کنه. از طرفدارای گنجی و دارو دسته اش گرفته تا تسویه حسابای کنفرانس برلین و احتمالاً هم مشاجره های درون گروهی و یا منافقین رو هم میشه در این میان دخیل دونست. چرا که مقدس خار چشم منافقا بوده! آقا تو این "هیری ویری و بگیر و ببند و ببر و دیگه برنگرد"! ها خیلی باید مواظب خودت  باشی. آخه دامنه متهمان این پرونده و ضاربان داره خیلی گسترده میشه! ممکن هم هست پای القاعده در میون باشه و تروریسم جهانی که همه جا هست ولی هیچ جا نیست! به هر حال کلاهت رو سفت نگه دار؛ از من گفتن بود. شیر زخمی رو سمتش نمی رن! انجا هم باید تا یه مدت فقط بگی: "چشم"!

نوشته شده توسط قاصدک در ساعت 12:39 | لینک  | 

به چه جرمی؟
امروز چون نکات دیگری هم در دست دارم گفتم بهتره دومیش رو هم بنویسم.

عکس همبستگی از مراسم امروز خیلی جالب بود.

روزنامه شرق هم در یک اقدام نه چندان محتاطانه در صفحه اول خود تیتر "رئیس جمهور جدید سوگند خورد" را در بالای عکسی از این جریان آورد. در سمت راست این عکس و با فونتی به همان درشتی تیتری با این مضمون به چشم می خورد: "ایران در آستانه اپیدمی" من دیگه بیشتر توضیح نمی دم!!

روزنامه شرق در یک ابتکار صفحه ای را به اخبار احزاب اختصاص داد. این امر نشان از پیشرفت حزبگرایی و جا افتادن اهمیت و نقش آن در جامعه است. این روزنامه صفحه را به شش قسمت مساوی!! کرده و تقاضای بیشتر کردن مکان را تا اطلاع ثانوی قبول نخواهد کرد! ۱- چپ مدرن (جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب) ۲- چپ کلاسیک (حزب اعتماد ملی، حزب همبستگی و روحانیون مبارز) ۳- میانه مدرن (کارگزاران و حزب  اعتدال و توسعه) ۴- راست سنتی (موتلفه اسلامی، روحانیت مبارز و جامعه مدرسین) ۵- راست جدید (آبادگران و ایثارگران) ۶- ملی مذهبی ها و نهضت آزادی

از صمیم قلب آرزو می کنم حزب، جبهه، تشکل، ائتلاف و ... جدیدی تا اطلاع ثانوی آغاز به کار نکند تا سهم بقیه بیشتر مانده و روزنامه شرق هم فعلاً با همین شیش تا یه بازدهی کار داشته باشه تا بعد!

یه خبر هم از امام جمعه جدید تهران بشنویم که البته بر خلاف امام جمعه های موقت دیگه تهران!!، دارای درجه اجتهاد از طرف آیت الله احمد آشتیانی است. سید مصطفی حسینی طباطبایی را که با سی نفر دیگه از مقتداهاش دستگیر کرده بودند، دیروز آزاد کردن؛ ولی هنوز هفت نفر دیگه تو زندانن. حالا به چه جرمی؟ اونش رو از آقایون بپرسین که نماز جمعه رو هم انحصاری کردن! به خدا یه کاری می کنن که آدم از همه چی زده میشه! خیلی احساس بدی دارم.

یه مأمور راهنمایی و رانندگی یه خبرنگار رو با اسپری بی حس کننده، مورد حمله قرار داده. احتمالاً این کار وی برای تبریک روز خبرنگار بوده! بیچاره فقط یه کم دردناک ابراز احساسات کرده! آخه به چه جرمی؟

نوشته شده توسط قاصدک در ساعت 17:12 | لینک  | 

مته به خشخاش!

امروز پر از خبر بود.
مراسم تحلیف رئیس جمهور جدید رو که با حاشیه های اون دیدین!
آقا! همه بودن و جالبتر از همه خاتمی بود که بعد از جلسه یکه و تنها ایستاده بود و جمعیت هجوم آورنده به سمت احمدی نژاد را می نگریست! اصلاً نو که اومد به بازار کهنه میشه دل آزار! ناگفته نماند در نطق بلند بالای رئیس جمهور، تمام واژه های مربوط به اصلاحات از قبیل "خاتمی، دوم خرداد، دولت قبلی و ..." حذف شده بود. من می دونم دستای استکبار جهانی در کار بوده!!
سر و صدای محمد سعید انصاری رو هم که گوشه هایی ازش در تلویزیون پخش شد رو هم شنیدین؟
می دونین دعوا سر چی بود؟ بازرسی های سفت و سختی که تیم حفاظت از ماشین آقا به عمل آورده بود! چنان داد و قالی راه انداخته بود که نگو! آخرش کار به وساطت کوهکن و دانشیار رسید و انصاری که موهای احمد ناطق نوری رو تو دستاش گره کرده بود!!، از مجلس بیرون برده شد!
به همین مناسبت از بلندگوهای خانه ملت! و به دلیل نزدیک بودن به ایام با سعادت میلاد امام محمد باقر(ع)! یک موسیقی بلند پخش شد! باز خدا پدرش را بیامرزه که باعث شد شاهد یکی بروز یکسری رفتارهای جالب و جدید فرهنگی در مجلس باشیم.
حالا جرأت داری بگو اینا دگم و انحصارطلب و اقتدارگرا و ... هستن!!!

تیم حفاظت این آقای رئیس جمهور که از این به بعد قراره به داد و درد مردم برسه، با نماینده ها چنین برخوردی داشت؛ وای به حال ...!!!

همه جا و همیشه می گفتن که اصل اسلام آنقدر بالا است که قوانین مملکتی رو از روی اونا و با تکیه بر قرآن و احادیث و اجماع و سنت نوشته ان. دیروز شاهد برتری ایران بر اسلام بودیم و این نکته را نیز به عنوان یک نقطه عطف و پیشرفت دیگر می خوانیم.
می پرسین: "مگه چی شده؟" هیچی بابا! همیشه اول قرآن می خوندن و بعد سرود ملی پخش می کردن؛ دیروز فکر می کنم به دلیل ایجاد چرخشهای بزرگ فکری در عرصه سیاسی جامعه!!! شاهد برعکس شدن رویه معمول بودیم! مته به خشخاشه؟

آخرین نکته رو هم که در تلویزیون اومد، فراموشکاری احمدی نژاد در امضای متن تحلیف بود! من که خودم وقتی این تیکه رو از تلویزیون دیدم، کلی خندیدم. مخصوصاً با تیکه ای که هاشمی شاهرودی بهش انداخت!: "قسم خوردنش هم سخت است!!" ولی امروز روزنامه ها رو که نگاه می کردم، اینقدر جورواجور این قسمت رو نقل کرده بودن که من به شنیده و دیده خودم شک کردم! مثلاً همبستگی نوشته بود که حداد این حرف رو زده و شرق هم اصلاً جوابیه رو عوض کرده بود که" "قرائت!! آن سخت تر است!"به یه نتیجه جالب رسیدم:
یا خبرنگارا در جلسه نبودند،
یا اینکه سه تا مراسم داشتیم،
یا اینکه فرقی نمی کنه کی چی بگه! مهم اینه که خبرنگار چی برداشت کنه! 

نوشته شده توسط قاصدک در ساعت 12:11 | لینک  |