تبليغاتX
ققنوس
ققنوس
درددل نامه

از خاتمي بت نسازيم!!!

خيلي حرف دارم براي گفتن. از اون لباس به هم ريخته و سر و وضع ژولي پولي رئيس جمهور آينده كشور پهناور و گرانقدر ايران! در ديدار با سيد حسن نصرالله؛ تا سر و صدايي كه بهزاد نبوي از حاج آقا ذاكري بلند كرده سر صحبتايي كه در مورد خرجهاي انتخاباتي كروبي زده و بماند كه حاجي ذاكري هم كم نياورده و هي نامه پشت نامه و الباقي قضايا!

و همينطور خاتمي. اين مرد داره جوري مي ره كه هر كس ممكن است از محبوبيت او دچار غبطه شود. خاتمي در دوران رياست جمهوري اش دوست چنداني نداشت. اين امر هم ناشي از برخي رفتارهاي خاص سياسي بود كه به جهت صلاحديدهاي امنيتي و كشوري ناچار به تبعيت از آنها بود. هيچ كس دوران رياست جمهوري اولش رل بل دوران بعدي يكسان نمي بيند. خاتمي ۷۶ تا ۸۰ چيز ديگري بود. آنچه كه ملت از مظلوميت وي باور داشتند، حقيقتي غير قابل كتمان مي نمود. اما...

من به اين كاري ندارم كه خاتمي جزو يكي از برجسته ترين اشخاص مطرح در جهان شد. حتي به خودم افتخار مي كنم ايران توانست به دليل اعتماد مردم به يك چهره گمنام سياسي در سال ۷۶، شاهد حضور فردي باشد كه در حال حاضر داعيه كانديداتوري براي رياست سازمان ملل را در ذهن مي پروراند. بماند كه رقباي سر سختي از جمله ماهاتير محمد با پرونده درخشان مبارزه با فساد اداري و ارتشاء وي را سايه به سايه دنبال مي كنند. ولي ...

كاري نكنيم كه در فرداي اين سرزمين باز هم رويمان نشود اشتباهات يك نفر را ذكر كنيم! از يك انسان با مسووليت فراوان و عظيم رياست جمهوري انتظار نمي رود كه هميشه درست رفتار كند. ولي...

از خاتمي بت نسازيم!!!

نوشته شده توسط قاصدک در ساعت 17:56 | لینک  |