در مورد معاونت ويژه نيز حساسيتها زياد بود. افراد متعددي در اين زمينه مورد نظر بودند. چون اين معاونت با علما و روحانيون و نيز مراجع و رهبري و خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت سرو كار داشت؛ بسيار حساس بود اين معاونت در واقع صندوق خانه يا محرم خانه نظام بود. من آقاي محسني را مدنظر داشتم و مقام معظم رهبري هم موافقت كرد اما آقاي خاتمي با اين انتصاب مخالفت كرد و ما هم ناچار شديم آقاي آشنا را براي اين منظور پيشنهاد كنيم.
مي بينين. آقاي خاتمي در اندازه خودش چه اختياراتي داشته و ما نمي دونستيم. معلوم نيست از بقيه اين كتاب چه چيزايي كه نزنه بيرون! خدا رحم كنه به نويسنده اش! مي توسم آخر و عاقبت اون يكي رو پيدا كنه كه راجع به وزارت اطلاعات نوشت و دو هفته است دستگير شده!
آقا! يكي جلوي اين جنتي رو بگيره. آخه يكي نيست بگه: "پيرمرد! سياست انگليسيا رو به خودشون واگذار كن. تو هم خوشت مياد اونا بگن انفجاراي دو روز قبل از انتخابات كار خود ايرانيا بوده تا مردم رو از بيگانه بترسونن و اونا رو غيرتي كنن و ...؟؟!"http://www.baztab.com/news/26582.php
الان هم هنوز كه هنوزه، اين سخنگوها كه در دولت يك شبه سر بر آوردن، كاركردشون معلوم نشده. درسته كه ممكنه مثل سخنگوي دولت گند بزنه و خرابكاري بكنه، ولي حداقل بعدش دست آدم رو در تكذيب و توبيخ و تنبيه باز مي ذاره.
پيشنهاد: پيشنهاد مي شود جناب آقاي جنتي به سبب كهولت سن، به صورت تمام وقت يك سخنگو استخدام كنن تا دولت جمهوري اسلامي هم بتونه در يه همچين موقعيتهايي عكس العمل مثبت نشون بده. ولي الان كيه كه به جنتي بگه :"نمنه؟؟ خرت به چند من؟؟"
قائم مقام دبير و عضو حقوقدان شوراي نگهبان در نامه اي به موسوي لاري -وزير كشور- گفته http://akhbar.gooya.com/politics/archives/033490.php "شوراي نگهبان تصميم گرفت جهت رفع شبهات مطروحه و علي رغم فقدان شكايتي خاص تعدادي از صندوق هاي استان هاي قم, اصفهان, مشهد و تهران را به طور تصادفي مرود باز شماري قرار دهدـ تا چنانچه تخلفي محرز شد، نسبت به بازشماري ديگر صندوقها تصميم مقتضي اتخاذ نمايد.
اين امر طي نامه شماره 12508/30/84 مورخ 30/3/84 خطاب به جنابعالي منعكس گرديد، ليكن عليرغم پيگيريهاي مكرر و اعلام آمادگي دفاتر نظارتي شوراي نگهبان در استانهاي ياد شده و حتي انجام بازشماري با همكاري عوامل اجرايي در مشهد و يك منطقه از تهران، متأسفانه نظر موافق وزارت كشور را به همراه نداشت و به طور كامل اجرا نشد، ضمن آنكه در آن هنگام محدوديت زماني خاصي نيز براي رسيدگي به موضوع وجود نداشت.
دامن زدن به التهابات ايام انتخابات و القا شبهه و ترديد در ذهن شهروندان محترم جمهوري اسلامي ايران و تلخ كردن كام مردم عزيز پس از شيريني حضور چشمگير آنها در صحنه است كه خود گناهي نابخشودني ميباشد و داراي مسووليت سياسي اجتماعي و حتي مسووليت قضايي است."
بعد از اينكه نامه كدخدايي رو خوندم، اول نكات مهمش رو جدا كردم. حالا هم در عجبم از روداري بعضي آقايان! اين حرف كدخدايي به اين معناست كه:
-
"اون وقتي كه مي تونستيم يه كاري بكنيم، نكرديم. الان هم ديگه وقتش نيست."
-
"اون وقتي كه مي تونست وزارت بي اختيار كشور كاري كنه، نكرد و الان به غلط كردن افتاده."
-
"ما كار بازبيني رو حتي با وجود اينكه اعتراضي هم نرسيده بود، تو مشهد و تهران شروع كرده بوديم؛ ولي وزارت فخيمه كشور موافق نبود."
-
"وزارت كشور، فقط دستگاه مجري انتخابات است و در مورد رسيدگي به اين گونه مسايل و اتخاذ تصميم نهايي شوراي نگهبان دخيل است؛ پس پايت را از گليمت درازتر نكن."
-
"الان ديگه كار از كار گذشته و سبوييست كه شكسته و شرمنده! اگه شما به غلط كردن افتادين ما ديگه نيستيم."
-
"اگه بخواي پافشاري كني، به اتهام شبهه پراكني، شايعه پراكني، ايجاد اختلال در نظم عمومي، پاره كردن عكس خدا و تجاوز به نواميس مردم! داراي مسووليت سياسي اجتماعي و حتي مسووليت قضايي هستي و حسابت با امامي الكاتبين!"
در حال حاضر من فقط يه چند تا سوال دارم. اون هم اينه كه يعني خود آقاي موسوي لاري اينا رو نمي دونه؟! يا اينكه كروبي كه نامه اش رو نوشته و دوباره اعتراض كرده، بعد از ۱۶ سال مجلسيت! به قانون آشنايي نداشته؟! شايد هم به كروبي گفته اند: "به اعتراضت بعد از انتخابت رسيدگي ميشه." حالا هم كه هيچ اثري از قتل نيست دنبال چي مي خوان بگردن؟
آقاي كروبي! در حقيقت اين نامه خطاب به شماست. در تاريخ مشخص اعتراض نكردين، به كسي كه كار از دستش بر مي اومد اعتراض نكردين! (البته منظورم اين نيست كه رهبري كاري از دستش بر نمياد، ها!)، الان هم فكر نكن وزارت كشور و دوست جونت مي تونن كاري كنن؛ چون اگه مي تونستن اون موقع مي كردن، الان هم اگه بخواي كشش بدي داراي مسووليت سياسي و اجتماعي و حتي قضايي هستي و تفسير اين مسووليت هم بر عهده خود ما است و مي ديم پدرت رو در بيارن و ... (به دليل اينكه چند تا فحش در ادامه اين بحث گفته شد، از ذكر مطلب معذورم!!)
مطلبي رو ديدم كه در حال حاضر ترجيح مي دم از منبعش بخونينش. آخه الكي كه نيست. پاي وزارت فخيمه اطلاعات در ميونه. ما جونمون رو، آبرومون رو دوست داريم. بنابراين چيز خاصي نمي نويسم. اين تصميم دليل ديگه اي هم داره. اينكه بعضيا حتي دوستام راضي نيستن از اينكه من اين وبلاگا رو مي نويسم. احساس تنهايي شديدي دارم. فكر مي كنم چقدر دست و پاهام بستن. چقدر تو غل و زنجيراي ناخواسته اي هستم كه نمي ذارن حتي بخوام فكر كنم و نظر داشته باشم. حتي بخوام فكرام رو تو يه صفحه بنويسم كه براي من خيلي عزيزه. دارم دچار خود سانسوري ميشم. دلم گرفته. نمي تونم حرفام رو راحت بنويسم. احتمالاً يه وبلاگ ديگه مي سازم و اونجا راحت در مورد خيلي چيزا مي نويسم. شايد هم رو كاغذ بيارمشون. بماند كه ...!
نمي دونم تو اين دوره زمونه يكي هست كه بتونه جواب بعضي از حرفا و ادعاها و فلسفه هاي جديد رو بده؟ شايد آقايان بخوان مثل گذشته حرفهايي مثل حرفاي اخير مصباح رو بي جواب بذارن تا از دهن بوش دربياد و آصفي بزنه تو دهنش و تكذيب كنه!! كي مي خواد جواب جوونايي رو بده كه اين حرف رو مي شنون؟ اگه تأييد كنن، يه درده و ميشن "نيروهاي خودسر و فدايي فلاني"؛ اگه هم باور نكنن، و دنبال جواب بگردن كه يه جوري بتونن حداقل خودشون رو قانع كنن، به هيچ جايي نمي رسن؛ ديگه آقايون حق ندارن بگن "نسل سوم از دست رفت"!
يه بار ديگه هم گفته بودم. مصباح و گنجي و آقاجري و ازغندي حرف دارن براي گفتن. بذارين حرفا زده بشه. هر چي كه باشه و از طرف هر كي كه باشه. اگه يه نفر يه چيزي ميگه، حتماً جرقه هايي از اون تو ذهن ديگران هم مي زنه. اگه بهش بي اعتنايي بشه، گسترش پيدا مي كنه و همه گير مي شه. اگه هم همون اول بهش جواب بدن، علاج واقعه قبل از وقوع است. بذارين مردم خودشون بفهمن. ببينن چي درسته و چي نه. كي راست مي گه و كي نه. چرا خيلي از جوونامون راضين آمريكا حمله كنه؟ چرا حتي اونايي هم كه انقلاب كردن، جوون دادن، از مال و جانشان زدن تا اين انقلاب به يه جايي برسه، امروز دادشون در اومده؟ اگه نارضايتي از عملكرد منفي يه مدير بوده و بي كفايتيش؛ يا يه آقازاده يه كاري كرد و در امان بود، چرا به گوش هيچ مسوولي نرسيد؟ يا اگه رسيد، چرا كسي كاري نكرد؟ چرا ... چرا ... چرا ...؟؟
آقاي مصباح گفته است «از ابتداي انقلاب تاکنون در ايران دولت اسلامي نبوده»، آيتالله توسلي هم در مجمع تشخيص صداش در اومده كه "دولت مهندس، دولت هاشمي و يا دولت خاتمي همه دولت کفر بودهاند؟"
چند روز پيش مصباح با دو نفر ديگه تو شبكه ۴ داشتن مناظره مي كردن. سرچي؟ اينكه "آنچه مي گوييم هست، پس هست. اگر بديهي است كه چيزي، چيز است، پس مي تواند باشد؛ و تا نباشد، نمي گوييم هست. مي گوييم مي شود! و ..." برنامه بسيار مفيدي بود.
خوشم مياد كه آياتالله! مصباح و توسلي تو دولتايي كه نام بردن هيچ چي از دولت خامنه اي نگفتن؛ وگرنه آيتالله مصباح رو در روي رهبر ...! فكر كن!چه سريالي مي داشتيم!! بماند كه حرفي كه مصباح زده، يه جورايي همين معني رو هم مي ده. بهتره اول از مصباح تعريف دولت اسلامي رو بپرسن. بعد ازش بخوان اسم دولتاي بعد از انقلاب رو بگه. بعد هم لازم هست كه منظور واقعي خودشون رو از انقلاب به صورت شفاف و روشن بيان كنن كه منظورشون كدوم انقلاب بوده! حركت بعدي پيدا كردن يه نفر قوي است كه با عاليجناب! مناظره كنه و بهش يه چيزايي رو تفهيم كنه. كه اگه مي گه "دولت اسلامي نداشتيم"، پس خودش چه كاره بوده؟ امام اول، امام دوم!، رئيس جمهوراي اوليه و ثانويه، شهيدا براي يه دولت كفر جونشون رو دادن؟ پس حق داشته عراق به يه كشور كفر حمله كنه و حتي صداي شرق و غرب در بياد! حتماً داشته دولت جديد ايران مي زده رو دست اونا و كار و كاسبيشون رو كساد ميكرده! بابا يكي تكليف ما رو روشن كنه!
از اينكه مصباح اينقدر رك و بي پرده حرفاش رو مي زنه، خوشم مياد. يكي ديگه پيدا شد كه تو اين مملكت از هيچ كس نمي ترسه و حرفش رو مي زنه. موضوعات جالبي هم تو حرفاش پيدا مي شه. من هم براي وبلاگم مطلب خواهم داشت!
قضاياي مهاباد هينجوري داره كش مياد. ديشب شبكه ۲ بعد از اخبار فيلم اشك سرما رو گذاشته بود. قبلاً يه بار از ديدنش خيلي لذت برده بودم. ولي ديشب يه جور ديگه اين فيلم رو ديدم. بعضي از لوكيشناي فيلم رو تو مهاباد گرفته بودن و در مورد مواجهه سربازا با پيشرو ها و پيشمرگ هاي منافقين و نيروهاي كومله و مبارزان كرد بود. اينكه مردم هم باهاشون همكاري مي كنن و پاسدارا براي حفاظت ازشون اونجا هستن. اسلحه هر دو طرف رو سرشونه و آدماي ساده اي هستن كه زود گول مي خورن و آخرش كردا، كردا رو مي كشن و ... .
عصر هم مراسم ديدار خاتمي با ورزشكاران را نگاه مي كردم. نمي دونم شما هم ديدين يا نه؟ ولي نكته اي در اين بين نظر من رو جلب كرد. اولين برنامه ها، نمايشاي گروهي بود. باستاني كاراي كوچولو، كاراته كاهاي كوچولو، ووشوكاراي كوچولو، تكواندوكاراي كوچولو، ... . در بين اين كوچولوها هم دخترا بودن هم پسرا (البته دختراي كوچولو!!)؛ تلويزيون هنرنمايي پسرا رو نشون داد و من منتظر بودم تا برنامه اون دختر كوچولو! كه با شمشير وايساده، يا اون سه تا كه براي مبارزه كاراته منتظر نشستن تا برنامه پسرا تموم بشه، رو ببينم.ولي چشام خشك شد به تلويزيون و برخلاف تموم آقايوني كه نشسته بودن تو سالن و همراه آقاي خاتمي اونجا بودن، من به عنوان يه بيننده اين طرف جعبه جادويي تبديل شده بودم به نامحرم! اگه اين قسمتا رو براي ما نمايش نمي دين، يا ما نامحرميم يا همه شون كمپلت از نواميس خاتمي هستن و فك و فاميلش براش نمايش مي دادن. شايد هم يه خطبه عقد براي سالن خونده بودن كه "هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند!"
خبر ديگه راجع به آخرين اظهار نظراي الهام و جواباي خانجاني به ادعاي بروز تخلف در انتخابات كروبي بود. من آخرش نفهميدم چه كار بايد كرد! اگه انتخابات تمام شده پس بايد ساكت شد؟ يا اگه منظور حق خواهي و حقيقت طلبيه، بايد پي گيري كرد؟منافع ملي در پس يك دروغ بزرگ به ملت و دنيا تأمين ميشه؟ يا بي اعتمادي رو بيشتر مي كنه و شكاف كذايي ملت و حكومت بايد بيشتر گشاد بشه؟
دودايي كه مثال ادواد سياه از دودكش مخيله ام خارج شدن، بس عجيب بود. اولين سوالايي كه مطرح مي شن:
۱- مگه انتخابات تموم نشده؟
۲- روساي ستاداش رو از كجا جمع كرده؟
۳-عجبا روساي وفاداري! كه بعد از جنگ! برخلاف سايرين (البته خود آقايان كانديداها مستثناء هستند!) نرفتن به زمين حريف!
نتايجي كه مي توان گرفت:
۱- نتيجه خوشبينانه: دكتر قاليباف يك شهروند درجه يك است!
۲- نتيجه مذهبي: واعتصموا بحبل ..... جميعاً!
۳- نتيجه اجتماعي: تحزب بدجوري داره تو مملكت بيداد مي كنه!
۴- نتيجه نظامي: وفاداري وفاداري. همه به من وفادارن ولي من به كسي وفا ندارم!
۵- نتيجه فاشيستي: ... كيو كيو ... بنگ بنگ... !
۶- نتيجه اخلاقي: بعد از قتل، لطفاً لبخند بزنين!
۷- نتيجه منطقي: سگ زرد، برادر شغال!
۸- نتيجه سياسي: خلبان ما مي خواد بشه مدير هواپيمايي و اير لايناي دولت ۷۰ ميليوني!
۹- نتيجه انتخاباتي: دكتر از الان ستاداي خودش رو براي شركت در انتخابات شوراي نگهبان و مجلس خبرگان و ... آماده كرده!
هشدار: يكي بايد خيلي مواظب باشه كه فردا، پس فردا قاليباف هوس نكنه .... بشه!
راهنمايي: گزينه هاي غلط: رئيس جمهور، وزير دفاع، شوراي امنيت ملي، وزير بهداشت، رئيس قوه قضاييه، دبير يا رئيس مجمع تشخيص...، آرتيست سينما،عضو شوراي نگهبان، حقوقدان مجلس خبرگان، نماينده مجلس، رئيس پليس، خواننده، قالت زنجيره اي، وزير اطلاعات، وزير فرهنگ و تشريفات اضافي، مانكن،... .
بچه رو دست كم گرفتين؟ آقا اون بالاها مي پره. ناسلامتي خلبانه! فهميدين يا بيچاره اش كنم و بگم؟؟؟
موسوي خوئيني رو زدن. براي چي؟ به همون دليلي كه به من و تو ربط نداره! همون كه هيچ كس حق نداره بهش اعتراض كنه! حرفش رو بزنه! حالا كي زده؟ نمي دونم. من نيستم. تو هم (خدا كنه!) نيستي. نمي دونيم هم كه كيه! بين ما هم.... نمي دونم، شايد باشه! پشت گوشي، پشت در، با اينكه آنلاين در حال فيلتر كردن! اصلاً آدمه يا ابابيله؟ چه ريختيه؟ لباسش چه جوريه؟ سفيده، سياهه، راه راه گلي منگوليه! شايد هم سبز، لجني تيره، خاكي مايل به خوني! شايد هم ببري و پلنگي و يوزي!http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=25138
تو بازتاب يه تحليل راجع به وقايع دانشگاه تهران و مهاباد زده بودنhttp://www.baztab.com/news/26443.phpيكهو ياد يه چيزي افتادم.
يادتون هست قبل انتخابات يكسري انفجارا مخصوصاً تو تهران رخ داد. اون موقع ما تحليلمون اين بود كه يه عده اي مي خوان وضع مملكت رو متشنج نشون بدن. اشتباه نكنين. اين بار كاسه كوزه ها رو سر آمريكا نشكونديم. بلكه نظرمون به سمت اونايي جلب شد كه مي خواستن رئيس پليس سابق و سردار خلبان دكتر! حاضر رو رئيس مملكت كنن. كه يعني: "ملت! اگه جونتون رو دوست دارين، بايد به خلبان دكتر ما رأي بدي. وگرنه ..." الان هم اين اتفاقا داره و تير ماه رخ ميده. تيرماهي كه آدما رو ياد چيزاي ممنوع مي اندازه، ياد فرياد و خون! حرمت شكني! بعد از انتخابات اون هم بين اقليتها و بعد از تنفيذ رئيس پليس جديد و توديع رئيس پليس قديم! شايد هم اين كارا تسويه حساباي درون گروهيه كه نيروهاي پليس با هم دارن. كه چرا مثلاً فلاني كه رئيس جمهور نشد و بعدش هم رفت پيش رفسنجاني و اعلام حمايت كرد و ساز مخالف با ... زد و اودكلن ۱۰۰ هزاري زد (اين يكي رو با چشماي خودم شاهد بودم نه اينكه تو سايتا خونده باشم و بگم) شايد مي تونست مجدداً برگرده؛ البته اگه اون كاراي ممنوعه رو نمي كرد!!
نم دونم. فقط اين روزا كه دارم مي رم دانشگاه تهران بايد بيشتر حواسم رو جمع كنم. چون ممكنه يكهو يه تير غيب از يه جايي در بره و بخوره بهم و يه وبلاگنويس كه هيچ كي نميشناسدش ... آره ديگه! شايد هم از فرداش به دانشگاه تهران بگن "دانشگاه شهيد ... ملقب به قاصدك".
