بر اساس اين لايحه هر شخص ايراني حق دسترسي به اطلاعات عمومي را دارد مگر آنكه قانون منع كرده باشد. موسسات عمومي مكلفند اطلاعات مربوط را در دسترسي مردم قرار دهند و نميتوانند از متقاضي دسترسي به اطلاعات هيچگونه دليل يا توجيهي جهت تقاضا مطالبه كنند. هريك از موسسات عمومي هم موظف شدند در راستاي نفع عمومي و حقوق شهروندي دست كم به طور سالانه اطلاعات عمومي خود را با استفاده از امكانات رايانهاي يا حتيالامكان در يك كتاب راهنما منتشر كنند.
اين مطلب را از ايسنا نوشتم. پس در ارستاي نوشته قبليام بايد بگم هر چيزي هم كه در روزنامهها و نشريات چاپ شده به مصداق اطلاعات عمومي، قابليت انتشار دارد. بياييم ظرفيتاي خودمونو بالا ببريم. بياييم يه كاري نكنيم كه اگه فردا پس فردا، صنممون رو مورد مواخذه قرار دادن و خودش به اشتباهاي بشري خودش اعتراف كرد، بزنيم تو دهنش و بهش بهتون ارتداد ببنديم. نياد روزي كه كاري اشتباه رو حتي اگه از طرف يه آدم بزرگ باشه، فقط و فقط به خاطر وفاداري درست و صحيح وانمود كنيم. اگه يهو بفهميم و چشممون وا شه سرخوردگي، حالمو رو مي گيره،خفن. اون وقت تموم كاراي درست و تصميماي صحيح طرف رو هم سياه و تيره مي بينيم. بذاريم اگه اشتباه كرد اين جرأت رو داشته باشه كه به راحتي بگه و اعتراف كنه. با اين اطمينان كه مي بخشنش. اينكه درست است كه اشتباه كرده، ولي كم اشتباهتر از سايرين است و ما هنز هم به اون اعتماد داريم.
يه جايي براي بازگشت بذاريم و بازنگري. خدا هم به انسان مهلت توبه داد.
محمود احمدی نژاد، نامزد اصولگرايان در اين رای گيری به پيروزی رسيد، ولی برخی نامزدها از جمله مهدی کروبی اعلام کردند پسر آيت الله خامنه ای در ثبت اين نتيجه دخالت داشته است.
کاريکاتور خالد الهاشمي در روزنامه الايام و اعتراض سازمان تبليغات اسلامي
نگين اين يارو عقلش رو از دست داده يا دلش ميخواد بره ور دست گنجي و بر و بچ تا مشهور شه يا ضد انقلاب است و عضو اپوزيسيون و گروههاي برانداز! نه بابا من هم يكي از خود شماها هستم و مترسيدم وقتي داشتم كاريكاتور رو copy-paste ميكردم. من يه نظر دارم و اون هم اين است كه چه طور ما اجازه داريم كاريكاتور رئيس جمهور آمريكا رو بكشيم و هزار تا توهين بكنيم و دو قورت و نيممون هم باقي بمونه ولي تحمل ديدن يهكاريكاتور رو نداريم؟ چه جور است تو همون آمريكا خيليا كاريكاتور بوش رو مي كشن و چيزي نميشه ولي ...؟ بايد قبول كنيم انسانها همه مثل هماند. معصومين جاي خود دارن، ما مخلص همهشونيم دربست! ولي غير از اونا هم آدمن. نبايد يه نفر رو تا حد تقدس مثل بت كنيم. راجع به اين قضيه باز هم حرف مي زنم. نظرتون رو هم بدين. فعلاً عزت زياد!!
از آخرين تحولات سياسي كشور چه خبر؟
بحث جالب و جذاب گروگانگيري احمدينژاد را كه شنيدين! اين ميگه هست، اون ميگه نيست؛ يكي ميگه: "اي دل غافل! گفتم يه نموره آشنا مي زنه!" يه نفر ديگه مي گه: "اگه باشه مايه افتخاره (البته نه اون افتخار كه شوور كرد!)" يكي ميگه: "مستقيم زدي به لونه زنبور. هر چي مي كشيديم پس از دست اين ... مي كشيديم". (نخواستم بنويسم مارمولك؛ شما هم نخوانيد مارمولك. چون رئيس جمهور منتخب را بايد احترامش را داشت. اينا هم همه اصطلاح بودن -با در نظر گرفتن سايه قاضي مرتضوي-).
فقط اينو ميدونم كه مي خوان ما رو و رئيس جمهورمون رو تروريست معرفي كنن. اگه هم نتونن يه بحران ايجاد كردن و همه رو به تك و تا انداختن. وقتي قطب زاده ميگه: "من و احمدي نژاد با تسخير لانه جاسوسي مخالف بوديم." چه معني ميده؟
آيا اين كار درست بوده است؟ يا اشتباهي بود كه نفرت ملت آمريكا را به سبب غرور از دست رفته شان با خود داشت؟ يعني بايد مي گذاشتيم مثل موش اطلاعاتمان خورده شود و ما نگاه كنيم؟ جواب واضح است.
ققنوس
مرغی است به غایت خوش رنگ و خوش آواز .
منقار او سیصدو شصت سوراخ دارد و در کوه بلندی مقابل باد نشیند و آوایی خوش از منقار او برآید و به سبب آن مرغان بسیار جمع آیند. از آنها چندی گرفته و طعمه خود می سازد.
هزار سال عمر کند و چون هزار سال از عمرش بگذرد و عمرش به سر آید،
هیزم بسیار جمع کرده و بر بالای آن نشیند و سرودنی خوش آغاز کند و مست گردد و بال بر هم زند،
چنان که آتش از بال او بجهد و در هیزم افتدتا خود با هیزم بسوزد و از خاکسترش تخمی پدیدار گردد
و
از آن تخم ققنوسی دیگر سر برمی آورد!
آری ققنوس افسانه ای همان ایران همیشه سرافراز است
قالیباف: دولت به یک خانه تکانی اساسی نیاز دارد.
رویا صدر-هر کاندیدایی چطوری خانه تکانی می کند؟
* هاشمی : آهای ! خانه می تکانیم...شیشه مات می کنیم...دیوار بی اعتمادی خراب می کنیم...دلار جارو می کنیم...رعیت شریف و تی تیش مامانی! به من رای دهید...
* احمدی نژاد : آهای ! خانه می تکانیم...کفش کهنه...لباس کهنه...می...پو...شیم...حرف کهنه...نظر کهنه...می...خریم...کهنه گرایان جهان! به من رای دهید...صد در دنیا، هزار در آخرت عوض ببینید...
* قالیباف : آهای ! نفس کش...خانه می تکانیم...نخودی دور می ریزیم...خانه خلوت می کنیم...رنگ عوض می کنیم...چاقو تیز می کنیم...به من رای دهید، وگر نه هر چه دیدید ، از چشم خودتان دیدید...
* لاریجانی : آهای! خانه می تکانیم...هوای تازه اصولگرایانه پمپاژ می کنیم...قیچی تیز می کنیم...اثر انگشت پاک می کنیم...اصولگرایان جهان! به من رای دهید...
* معین:آهای ! خانه می تکانیم...از بیخ اصلاح می کنیم...زیر و رو می کنیم...می ترکانیم...زلزله درست می کنیم...ما ثابت کردیم قشنگ حرف می زنیم...سوته دلان جهان! گرد هم آیید و به من رای دهید...
* کروبی:آهای ! خانه می تکانیم...پول پخش می کنیم...پنجره باز می کنیم...باد تولید می کنیم... اگر بقیه حرف می زنند، ما عمل می کنیم...به جای خندیدن، بیایید جان مادرتان به من رای بدهید...
دیروز آقا (البته اشتباه برداشت نشود! منظور آقای سازندگی است!) از چیزایی می نالیدکه اگر دور اول انتخابات می نالید و الان یکهو صداش به عرش اعلی بلند نمی شد که "وا مسلمانا! رفت بر باد آبرویم برای حفظ آبروی نظام و مشارکت حداکثری" و "الهی جز جیگر بزنن اونایی که پشت سرم حرف زدن" و "به گل سیاه بچسبن اونایی که اتهام فساد مالی و ثروت اندوزی و چاه نفت داشتن و ... را به من و خار و مادرم زدن" و دو قطره از اون اشکایی که تو فیلم هندی هاش ریخته بود، نثار جمعیت مردم کرد و دوباره با لبخندی ژگوند! و البته مظلومانه نمازش را بسیار طولانی تر از قبل خواند و با اظهار ارادت فراوان نسبت به آنکه به او رای داد و آنکه به او رای نداد! از دانشگاه بیرون آمد. زندگی طولانی است و دنیا قدار!
اگه دروغ نگم از دیدنش خیلی خوشحال شدم. چون شنیده بودم از دست مزاحمای تلفونی اش که می خواستن ببینن بعد از انتخابات باید چه کنن؟ مریض شده و خسته. حتی شنیده بودم منشیای تلفنی اش هم دیگه نای حرف زدن و تعیین و تبیین جدید استراتژی ها را نداشتن. حالا فهمیدم آقا حالش خوبه و خیالم راحت شد.
البته ما نمک خورده و نمکدان شکننده نیستیم و از بذل ۸ سال عمر صادقانه شون در راه آبادانی و سازندگی مملکت از قبیل احداث یک عالمه سد که به نوبه خود سبب ایجاد اشتغال تا سده های بعدی شد، متشکرم (تعداد پترسهای فداکاری که روز به روز به تعداد آنان و نیز فلسفه و لزوم حضورشان افزوده میشود). از کلنگایی که زد زمین تا ساختمونش ساخته بشه و بعد از هشت سال بیاد و خودش اونا رو افتتاح کنه و روی سنگ یادبودش بنویسه :" این مکان در سده .... تاریخ .... به دست پرتوان سردار سازندگی کلنگ زنی شد و به میمنت حضور مجددشان به عنوان شوالیه سازندگی در عرصه ریاست جمهوری افتتاح گردید".
ول کن بابا این حرفا رو! حوصله آدم رو سر می بره . اعصابش رو هم خط خطی می کنه. مخصوصا وقتی نگاه می کنه می بینه برای این ترم دانشگاه و سه واحد مبانی سیاست و مابقی هم پیش نیاز، باید ۲۲۰ هزار تومان بابا رو پیاده کنه و سرش رو به عنوان یه جوان لیسانسه فعال و مدعی در عرصه اجتماع بندازه پایین که هنوز داره از جیب بابا جون می خوره! خدا نگه داره بابا رو همینجور پولدار و با عزت و سرپا وگرنه من یکی ناک اوتم!!
چند تا سوال به ذهنم رسید. اگر زمانی افراد قدرتمند مانند رئیس مجمع دیگر نباشند، تکلیف قوانین نانوشته ولی وجود چیست؟ اگر این قانونها سبب شدند حق یه ملتی پایمال بشه و یه امتی بدبخت تر از آنکه بودند، جوابشان را چه کسی می دهد؟ اگر با یه قانون تداخل داشت تا صدای مردم به گوش افلاکیان اعظم برسد، دیگر زمینی نمی ماند برای فرو ریختن آسمان!! اگر آقایان عشقشان کشید که ناگهان خود را کنار بکشند و حال یه عده را بگیرند چی؟ در این حالت چه قدرتی جلب می کنند به طرف خودشان و چه جلب توجهی می کنند! شاید برای نگه داشتن آنان در منصب نظارت و ضمانت اجرایی مجبور به اعطای یکسری عطایا و هبه ها شوند. البته از مال و اموال خودی ها و نه حق غیر خودی های پاپتی و بدبختی که فقط می خواهند زنده مانی کنن تا شاید آقایان ،و البته جدیداً خانمها، به راحتی زندگانی کنند.
خدا همه را هدایت کناد!
با خواهرم بريا ثبت نام كلاساي آمادگي كنكور رفتيم آينده سازان. خانمه مي گفت ۹۰!!!! هزار تومان براي كلاساي ساليانه و ۴۰!!!! هزار براي كلاساي تابستوني. خدارو شكر ما داريم كه بديم و براي بابام هم اين خرجا چون واسه علمه موردي نداره؛ ولي بيچاره اونايي كه ندارن. اصلاً يكي نيس كه بپرسه اونا چرا ندارن. چرا شمال شهر و جنوب شهر هست؟ چرا زير خط فقر هم آدمه؟ اصلاً اين خط فقر رو كيا مي كشن؟ با كدوم خودكار و با كدوم مداد؟ ماها همينطوري يه چيزي مي شنويم كه جهان سومي هستيم؛ ولي چرا نميگيم چرا جهان اول هست و جهان سوم هست؟ معيارتون چيه؟ مگه ما و شما آدم نيستيم؟ همه مون يه جون داريم. يه مرگ داريم. يه فرم بدني داريم. خونامون يه رنگه؛ حتي اگه دلامون نا رنگه.
يكي مي گفت از يه نفر كه رفته بود فضا مي پرسن:" چه چيز بيشتر تو رو متحير كرد، وقتي اون بالا بودي و براي اولين بار پايين رو نگاه كردي؟" گفت:" اينكه ديدم كشورا بي مرزن و هيچ كشوري از اون يكي جدا نيست."
آره! آمريكا و انگليس و ايران و گواتمالا ساخته خود انسانها و مطامعشونه. ساخته خودخواهي هاي بشري. دستمايه سلطه جويي و برتري طلبي.
نمي گم يكدستي خوب چيزيه. نه تو مي توني متفاوت باشي و در عين حال هم با ديگران. مي توني ديوونه باشب و تو دنياي خودت ديوونگي كني ولي ديگران نبينن. تا بهت بخندن و پشت سرت بگن:" بابا كم داره. ولي آدم با حاليه!"
ديوونه باشين؛ ديوونه بمونين؛ كسي رو از ديوونگي خودتون مطلع نكنين!!